[ 2 ] اجتماع امت بر بيعت با آن حضرت .
[ 3 ] خلافت .
[ 4 ] ستارهاى سرخ رنگ و روشن بر جانب راست كهكشان كه پس از ثريا در آيد ، و آن را عيوق نامند كه گويى نگهبان ثرياست ، و مشتق است از عوق به معنى بازداشتن از كارهاى ناخوش .
نامهء 66
[ 1 ] رجوع كنيد به نامهء شمارهء 22 . اين نامه را با تفاوتى در عبارت ، نصر بن مزاحم در كتاب خود آورده است . رجوع كنيد به « وقعهء صفين » ص 106 و ترجمه آن « پيكار صفين » ص 150 .
نامهء 67
[ 1 ] قثم بن عباس بن عبد المطلب . به سال سى و هفتم هجرت امير المؤمنين او را ولايت مكه داد و تا شهادت آن حضرت در اين سمت بود ، و به سال پنجاه و هفتم در سمرقند شهيد شد . زركلى ولايت او را بر مدينه ثبت كرده و اشتباه است .
[ 2 ] ايام اللَّه : گفتهاند مقصود نعمت خداست و گفتهاند نعمتى كه خدا به عاد و ثمود و ديگر گمراهان عنايت كرد . ( « تفسير تبيان » ذيل آيهء 5 سوره ابراهيم ) و گفتهاند ايام اللَّه روزهاست كه خدا در آن امتهاى گذشته را به خاطر كردار بد آنان عقاب كرد .
[ 3 ] حج : 25 .
نامهء 68
[ 1 ] كشنده ، قاتل .
نامهء 69
[ 1 ] حارث بن عبد اللَّه همدانى ، از فقيهان بزرگ و از تابعين و از خواص اصحاب امير المؤمنين عليه السلام . در روزگار حكومت عبد الملك درگذشت .
[ 2 ] شريعت پيامبران پيشين ، و يا آنچه قرآن كريم در بارهء آنان گفته است .
[ 3 ] ارزش هر كس بدان است كه او را از آن خوش آيد ( ر ك « كلمات قصار » شمارهء 81 ) .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 534
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٣٤