[ 4 ] عيب .
خطبهء 229
[ 1 ] رجوع كنيد به خطبهء يك صد و سى و ششم .
خطبهء 230
[ 1 ] * ( وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه ) * ( فاطر 10 ) .
[ 2 ] « نكس عمر » واپس رفتن آن است با تحليل رفتن قواى بدن و روى آوردن ناتوانى .
خطبهء 232
[ 1 ] عبد اللَّه بن زمعة بن أسود بن مطَّلب بن أسد بن عبد العزّى بن قصىّ ، اسود از كسانى بود كه بر رسول خدا فسوس مىكرد . پدر وى زمعه در بدر كشته شد امّا عبد اللَّه از اين خاندان هدايت يافت و از شيعيان امام على عليه السلام گرديد .
[ 2 ] فيء ، آنچه به هنگام جنگ از اموال و سرزمينهاى فتح شده نصيب مسلمانان گردد .
خطبهء 233
[ 1 ] گفتهاند روزى امير مؤمنان ( ع ) خواهرزاده خود جعدة بن هبيره را فرمود تا خطبهء بخواند و او در سخن درماند . امام در اين باره فرمود :
خطبهء 234
[ 1 ] ابن ابى الحديد ، نام او را ذعلب ضبط كرده است و اگر درست باشد ، او جز ذعلب است كه در خطبهء يك صد و هفتاد و نه گذشت ، چه او چنان كه نوشته شد از معاصران امام ( ع ) بوده است .
[ 2 ] كنايت است از اختلاف مردمان در سرشت :
رگ رگست اين آب شيرين و آب شور
در خلايق مىرود تا نفخ صور
نيكوان را هست ميراث از خوش آب
آن چه ميراث است أورثنا الكتاب
( « مثنوى » ، دفتر اول ، 746 - 747 )