[ 5 ] چنان كه ابن ابى الحديد نوشته است ( ج 11 ص 124 ) قطب راوندى در شرح خود بر نهج البلاغه ، طلحه و زبير را از بنى عبد مناف گرفته ، و مقصود از فرمودهء امام را آن دو تن فرض كرده ، در صورتى كه طلحه از تيم بن مرّه است و زبير از بنى اسد بن عبد العزّى .
ابن ميثم نويسد : طلحه و زبير از سوى مادر از بنى عبد منافاند ( ج 4 ص 512 ) و اين نيز درست نيست ، چه مادر طلحه چنان كه نوشتيم دختر عبد اللَّه بن عماد حضرمى است . و مادر زبير هر چند از بنى هاشم است ، اما تعبير امام از بنى عبد مناف چنان كه ظاهر لفظ نشان مىدهد ، خاندانى است مقابل بنى هاشم ، و آن گاه در اين گونه تعبيرها نسبت را از جانب پدر گيرند ، نه از سوى مادر . آقاى شوشترى در توضيح عبارت نوشتهاند ( « بهج الصباغه » ج 6 ص 434 چاپ اول ) كينه گرفتن از بنى عبد مناف ، نه تنها در آن روز مقصود است ، بلكه در آن روز و نيز عصر پيغمبر ( ص ) مورد نظر امام است .
[ 6 ] مقصود جمح بن عمرو بن هصيص بن كعب است ، و بنى جمح تيرهاى است از قريش . در جنگ جمل دو تن از بنى جمح كشته شدند : عبد الرحمن بن وهب بن أسيد و عبد اللَّه بن ربيعة بن درّاج ، و آنان كه گريختند : عبد اللَّه بن طويل بن صفوان ، يحيى بن حكم بن صفوان ، عامر بن مسعود بن امية بن خلف و ايوب بن حبيب بن علقمهاند . ( ابن ابى الحديد ج 11 ص 125 ) .
[ 7 ] خلافت .
[ 8 ] سياق اين خطبه و مخصوصا فقره دوم آن غريب به نظر مىرسد .
خطبهء 220
[ 1 ] رياضتى كه سالك بايد تحمل كند . زار : لاغر نحيف .
[ 2 ] اين نور را در اصطلاح سالكان ، وقت گويند ، و اين اوقات براى سالك به تدريج بيشتر خواهد شد .
[ 3 ] مرحلههاى مختلف رياضت .
[ 4 ] ابن ميثم نويسد : اشارت است به طور دوم سالك ، و آن بعد از طور وقت است كه طمأنينهاش گويند ( « شرح ابن ميثم » ج 4 . ص 54 ) .
خطبهء 221
[ 1 ] * ( وَأَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ) * ( سبا : 52 ) .
[ 2 ] رويا : روينده ، بالنده .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 508
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٠٨