خطبهء 214
[ 1 ] امامان كه اولياء خدايند .
[ 2 ] پيش از رسيدن مرگ و بسته شدن در توبه ، يا پيش از آنكه امامان و راهنمايان از ميان مردمان بروند .
خطبهء 215
[ 1 ] به يكسو شدن : دور شدن .
خطبهء 216
[ 1 ] نمودن : نشان دادن .
[ 2 ] دوران جاهليت .
[ 3 ] دوران اسلام .
خطبهء 217
[ 1 ] ترجمهء لفظ به لفظ : آوند ( ظرف ) مرا واژگون كردند ، و اين كنايت است از به هم زدن كار .
[ 2 ] تاسيدن : راه نفس بند آمدن .
[ 3 ] خطبهء صد و هفتاد و دوم .
خطبهء 218
[ 1 ] عَضَّ الرَّجُلُ بِصاحِبِه : لَزِمَه وَلَزِقَ بِه « لسان » .
خطبهء 219
[ 1 ] طلحه ، پسر عبيد اللَّه ، از جانب پدر از تيرهء بنى تيم بن مرّه است . ما در او دختر عبد اللَّه بن عماد حضرمى است . در نبرد جمل مروان بن حكم او را با تيرى كشت .
( نگاه كنيد به « طبرى » ج 6 ص و « تهذيب التهذيب » ج 5 ص 21 - 22 ) .
[ 2 ] در « الاصابه » ، اسيد به فتح همزه ضبط شده . عتّاب نوهء اميّة ابن عبد الشّمس است .
[ 3 ] كنيهء طلحه .
[ 4 ] ترجمهء لفظ به لفظ : دلهاى ستارگان .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 507
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٠٧