[ 21 ] تحريك حميت در دلها .
[ 22 ] اشارت است به آيهء 67 سورهء احزاب .
[ 23 ] آنچه بر آن سوار شوند يا بار نهند .
[ 24 ] مخض ، زدن دوغ است در مشك تا كرهء آن پديد شود و در بعض نسخهها محّصهم .
[ 25 ] مؤمنون : 55 و 56 .
[ 26 ] قسمت اخير از زخرف : 53 .
[ 27 ] جمع دده ، وحشى .
[ 28 ] زيرا در اين صورت فروتنى بندگان از روى ترس و وحشت آنان بود ، نه به خاطر ايمان .
[ 29 ] ظاهرشان ژنده است و حشمتشان در دل نشيند .
[ 30 ] خانهء كعبه شرفها اللَّه .
[ 31 ] ترجمهء لفظ به لفظ : ميوهء دلها به سوى آنها متمايل .
[ 32 ] لا إله الا اللَّه .
[ 33 ] خودبينى .
[ 34 ] به هنگام سجده .
[ 35 ] گندم ، جو ، خرما و مويز و طلا و نقره نيز .
[ 36 ] شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا و نقره .
[ 37 ] سبا : 35 .
[ 38 ] احلام را ابن ابى الحديد ، و به پيروى از او بعض مترجمان به معنى « خرد » گرفتهاند . در فرمودههاى امام نيز كه از اين پيش گذشت ( رجوع كنيد به خطبهء 27 ) بدين معنى آمده ، ليكن ظاهر اين خطبه و نيز چنان كه ابن ميثم تصريح كند ( ج 4 . ص 93 ) « احلام » جمع حلم است ، به معنى « بردبارى » كه ملكهاى است تحت شجاعت .
[ 39 ] * ( « وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى » ) * ( بقره : 189 ) .
[ 40 ] مبادا بدىاى كه آنان ديدند ، ببينيد .
[ 41 ] تكليفهاى دشوار كه بر عهدهشان بود .
[ 42 ] * ( « لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُولِي الأَلْبابِ » ) * . ( يوسف : 111 ) .
[ 43 ] سرزمينهاى شام كه در تصرف امپراتوران روم بود .
[ 44 ] ميان دجله و فرات كه ساسانيان بر آن حكومت داشتند .
[ 45 ] گياهى است تلخ كه خاصيت دارويى دارد و دفع جانور روده و معده كند :
عاقلان آب درمنه كى برند
بر كنار چشمهء ماء معين
( خاقانى )