تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
[ 21 ] تحريك حميت در دلها . [ 22 ] اشارت است به آيهء 67 سورهء احزاب . [ 23 ] آنچه بر آن سوار شوند يا بار نهند . [ 24 ] مخض ، زدن دوغ است در مشك تا كرهء آن پديد شود و در بعض نسخه‌ها محّصهم . [ 25 ] مؤمنون : 55 و 56 . [ 26 ] قسمت اخير از زخرف : 53 . [ 27 ] جمع دده ، وحشى . [ 28 ] زيرا در اين صورت فروتنى بندگان از روى ترس و وحشت آنان بود ، نه به خاطر ايمان . [ 29 ] ظاهرشان ژنده است و حشمتشان در دل نشيند . [ 30 ] خانهء كعبه شرفها اللَّه . [ 31 ] ترجمهء لفظ به لفظ : ميوهء دلها به سوى آنها متمايل . [ 32 ] لا إله الا اللَّه . [ 33 ] خودبينى . [ 34 ] به هنگام سجده . [ 35 ] گندم ، جو ، خرما و مويز و طلا و نقره نيز . [ 36 ] شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا و نقره . [ 37 ] سبا : 35 . [ 38 ] احلام را ابن ابى الحديد ، و به پيروى از او بعض مترجمان به معنى « خرد » گرفته‌اند . در فرموده‌هاى امام نيز كه از اين پيش گذشت ( رجوع كنيد به خطبهء 27 ) بدين معنى آمده ، ليكن ظاهر اين خطبه و نيز چنان كه ابن ميثم تصريح كند ( ج 4 . ص 93 ) « احلام » جمع حلم است ، به معنى « بردبارى » كه ملكه‌اى است تحت شجاعت . [ 39 ] * ( « وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى » ) * ( بقره : 189 ) . [ 40 ] مبادا بدىاى كه آنان ديدند ، ببينيد . [ 41 ] تكليفهاى دشوار كه بر عهده‌شان بود . [ 42 ] * ( « لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُولِي الأَلْبابِ » ) * . ( يوسف : 111 ) . [ 43 ] سرزمينهاى شام كه در تصرف امپراتوران روم بود . [ 44 ] ميان دجله و فرات كه ساسانيان بر آن حكومت داشتند . [ 45 ] گياهى است تلخ كه خاصيت دارويى دارد و دفع جانور روده و معده كند :
عاقلان آب درمنه كى برند بر كنار چشمهء ماء معين
( خاقانى )
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 501 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي