خطبهء 192
[ 1 ] « قاصعه » خوار شمردن است ، و اين خطبه را بدين نام ناميدهاند ، چون امام ( ع ) بزرگى فروشان را در آن خوار شمرده است ، و يا از قصع است ، به معنى بردن تشنگى ، چون شنوندهء اين خطبه تكبّر را از خود دور مىسازد ، چنان كه تشنه ، با نوشيدن آب تشنگى را .
[ 2 ] حميّت ، رشك ، ننگ ، ناسنجيده از كسى ( خويشان و يا نزديكان ) ، پشتيبانى كردن * ( إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ ، كَفَرُوا فِي ) * . ( فتح : 26 ) .
[ 3 ] ص : 71 - 74 .
[ 4 ] مأخوذ است از آيهء 64 اسراء .
[ 5 ] سوفار ، جايى است از تير ، كه جلَّهء كمان را در آن نهند .
[ 6 ] حجر : 39 .
[ 7 ] * ( وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ) * . ( سبا : 53 ) .
[ 8 ] عبده : به ظن مصيب .
[ 9 ] وسوسهء سينهها .
[ 10 ] پايمال كردند .
[ 11 ] شارحان را در تفسير اين تعبير دو گونه نظر است : يكى اين كه از آسيب گلو بريدن و مهار بر زدن لشكريان شيطان بر آنان ، وسوسه و اغوا ( جراحتهاى معنوى ) مقصود است ، و ديگر اين كه وسوسهء شيطان سبب شد كه شما به هم در افتيد ، امام خود را مخالفت كنيد و با يكديگر بجنگيد .
[ 12 ] سپاهيان شام ، پيروان معاويه .
[ 13 ] گفت : اصل من آتش است و اصل آدم خاك .
[ 14 ] گفت : من بدان كه از خاك آفريده است سجده نمىكنم .
[ 15 ] گفت : فرزندان آدم را از راه به در خواهم كرد .
[ 16 ] مأخوذ است از آيهء 64 سورهء اسراء .
[ 17 ] نسبت اين آسيب به سپاهيان شيطان از آن روست كه وى آنان را بر انگيخته بود و به جان هم انداخته .
[ 18 ] بر آغاليدن ، انگيختن .
[ 19 ] چنان كه ابن ابى الحديد نوشته است : تعبير از برادر به پسر مادر ، به خاطر نشان دادن عاطفهء شديد مادرى است .
[ 20 ] اشارت است به آيهء 32 سورهء مائده .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 500
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥٠٠