خطبهء 101
[ 1 ] أبناء الفتنه : فتنهگرها .
[ 2 ] آن كه از شام برخاسته .
خطبهء 102
[ 1 ] اشارت است به فتنههاى آينده در آخر زمان ، و گفتهاند مقصود امام ( ع ) ، « صاحب الزنج » است كه ( به سال 255 ه . ق . ) خروج كرد و بردگان گرد او را گرفتند ، و او بصره را گشود و چندى با خليفه مهتدى در ستيز بود .
خطبهء 103
[ 1 ] مرگ .
[ 2 ] رخت گشودن : فرود آمدن و ساكن شدن .
[ 3 ] نومة ، در لغت بسيار خواب ، و در اينجا مقصود كسى است كه گمنام باشد و در آشوب مردمان در نيايد .
[ 4 ] پرداختن : خالى كردن .
[ 5 ] مؤمنون : 30 .
خطبهء 104
[ 1 ] راست شدن نيزه ، استعاره است از راستى كار زندگى .
[ 2 ] رجوع كنيد به خطبهء سى و سوّم ، و حاشيهء آن .
خطبهء 105
[ 1 ] مخاطب ، چنان كه شارحان نوشتهاند بنى اميّه است .
[ 2 ] اشارت است به وضع آشفتهء حكومت اسلامى پس از پيامبر ( ص ) و پس از گذشت سيزده سال از رحلت آن حضرت .
[ 3 ] حقّ ما را مانند حقّ خود به كمال مىگيرد .
[ 4 ] ركون : آرميدن ، دلخوش بودن .
[ 5 ] عالم نمايى كه پيرو هواى نفس است .
[ 6 ] به رأى خود حكم نادرستى را درست بشناساند .
[ 7 ] حكمى كه به رأى نادرست خود صادر مىكند .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 475
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٧٥