[ 2 ] مقصود خلافت ظاهرى آن حضرت است .
خطبهء 3
[ 1 ] شقشقه ، پاره گوشتى است كه شتر به هنگام بانگ كردن از گوشهء دهان بيرون كند ، و چون درنگ اين پاره گوشت ، بيرون از دهان شتر ، در مدّتى اندك است ، امام لحظهء شكواى خود را بدان همانند فرموده است نيز گويند : فلان « ذو شقشقه » يعنى خطيبى تواناست .
[ 2 ] جذّاء ، صفت و به معنى بريده است ، و مقصود امام بى ياور بودن اوست .
[ 3 ] يعنى : مرد .
[ 4 ] اعشى : در لغت كسى است كه به شب نبيند ، و آن لقب ابو بصير ، ميمون پسر قيس پسر جندل است و لقب ديگر او « صنّاجة العرب » اعشى از كسانى است كه عصر جاهليت و آغاز بعثت رسول اكرم را ديده است ، بدين جهت در شمار « مخضرمين » است ، امّا بر مسلمانى نمرد . حيّان ، مهتر بنى حنيفه ، و مردى مالدار و خوشگذران بود و اعشى ، نديم وى ، و جابر برادر خردسال حيّان است .
[ 5 ] مقصود دومين است كه نخستين او را به خلافت گمارد .
[ 6 ] بارگير : مركب سوارى .
[ 7 ] كه گروهى در سقيفه ، گرد او را گرفتند .
[ 8 ] شش تن اعضاى شورا .
[ 9 ] سعد پسر وقاص .
[ 10 ] عبد الرحمن پسر عوف .
[ 11 ] در حديث ابن عباس است : فلم يرعنى إلَّا رجل آخذ بمنكبى ، يعنى متوجه نشدم تا آنكه مردى شانهام را گرفت ( « النهاية » ، ذيل روع ) ، ما راعنى إلَّا مجيئك ، معناه ما شعرت الَّا بمجيئك « لسان العرب » .
[ 12 ] « حسنان » را عموم ، امام مجتبى و سيّد الشهداء عليهما السّلام گرفتهاند . اما با توجه به معنى فعل مجهول و نيز وضع مجلس امام ، بعيد به نظر مىرسد كه مقصود از « حسنان » اين دو بزرگوار باشد . چه در آن روز بيش از سى سال از سنّشان مىگذشت ، در اين صورت چگونه امام مىفرمايد زير پا له شدند ، و به فرض كه هجوم مردم فراوان باشد ، تنها اين دو بزرگوار در كنار امام نبودند ، چرا آن دو را نام مىبرد ؟ ابن ابى الحديد به نقل از قطب راوندى ، « حسنان » را به معنى دو انگشت شست پا نوشته است ، هر چند اين تعبير مناسب به نظر مىرسد ، از لغويان ، تا آنجا كه جستجو كردم ، كسى براى
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 450
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٥٠