تعليقات خطبهها
[ خطبهء 1 ]
[ 1 ] اين خطبه به احتمال قوى در فاصلهء سالهاى 38 - 40 ه . ق . در كوفه القا شده است . كوفه در آن سالها مركز برخورد كلامهاى گوناگون : زردشتى ، مانوى ، مسيحى و يهودى بوده ، امام ضمن اين خطبه ، غير مستقيم بطلان آن عقايد را در مسئلهء خلقت جهان ، اعلام مىدارد .
[ 2 ] همامه ، كه آن را پتياره معنى كردهام واژهاى است آرامى ، و با ريشهء ( همّ ) عربى ارتباطى ندارد . همامه در باور مانويان روح شرّ است . ابو القاسم بلخى در كتاب « المقالات » از ثنويان چنين حكايت كند : نور اعظم در جنگ با تاريكى مضطرب شد ، پس از ذات خود پارهاى بيرون آورد كه آن را همامه نام است و آن در نفس خود مضطرب است ، پس براى جنگ ، با تاريكى در آميخت . تاريكى ميان او و نور اعظم حايل شد . تاريكى نيز همامهاى بيرون كرد و به جنگ او فرستاد و همامهء نور با اجزاء ظلمت در آميخت و پيوسته اين دو همامه با هم در حال نزديك شدن هستند ، و با اجزاء موجودات آميخته ( ابن ابى الحديد ، « شرح نهج البلاغه » ، ج 1 ، ص 82 - 83 ) . در « الفهرست » ابن نديم ، ذيل معتقدات مانويان عبارتى ديده مىشود كه : نور اعظم براى جنگ با تاريكى « ثمانيّه » را آفريد ( چاپ تجدّد ، ص 393 ) . كلمهء ثمانيّه ، در چاپ فلوگل « يمنته » است ، و به احتمال قوى ، عبارت ابن نديم مأخوذ از كتاب « المقالات » است و اين كلمه در اصل « همامه » بوده كه بدان صورت تحريف شده است . ليكن بايد دانست كه در اعتقاد مانويان همامه آفريدهء نور اعظم نيست بلكه آفريدهء تاريكى است .
شهرستانى آنجا كه جنسهاى ظلمت را مىشمارد ، نويسد : جنس آن پنج است ، چهار از آن بدن است و پنجمين روح . بدنها : آتش سوزى ، تاريكى ، باد گرم و ميغ نرم است . و روح آن دودى است كه آن را همامه خوانند و همامه در اين بدنها در حركت است .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 448
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٤٨