437
[ و از او پرسيدند عدل يا بخشش كدام بهتر است ؟ فرمود : ] عدالت كارها را بدانجا مىنهد كه بايد و بخشش آن را از جايش برون نمايد .
عدالت تدبير كنندهاى است به سود همگان ، و بخشش به سود خاصگان . پس عدل شريفتر و با فضيلتتر است .
438
[ و فرمود : ] مردم دشمن آنند كه نمىدانند .
439
[ و فرمود : ] همهء زهد در دو كلمه از قرآن فراهم است : خداى سبحان فرمايد « تا بر آنچه از دستتان رفته دريغ نخوريد ، و بدانچه به شما رسيده شادمان مباشيد 2 . » و آن كه بر گذشته دريغ نخورد و به آينده شادمان نباشد از دو سوى زهد گرفته است .
440
[ و فرمود : ] خواب چه تصميمهاى روزانه را كه نقش بر آب كرد .
441
[ و فرمود : ] حكمرانيها ميدانهاى مسابقت مردان است 2 .
442
[ و فرمود : ] شهرى تو را از شهر ديگر بهتر نيست . بهترين شهرها آن بود كه در آنت آسايش زندگى است .
443
[ و چون خبر مرگ اشتر به دو رسيد فرمود : ] مالك ! مالك چه بود ! به خدا اگر كوه بود كوهى بود جدا از ديگر كوهها و اگر سنگ بود سنگى بود خارا كه سم هيچ ستور به ستيغ آن نرسد و هيچ پرنده بر فراز آن نپرد . [ و فند كوهى است از ديگر كوهها جدا افتاده . ]
444
[ و فرمود : ] اندكى كه دوام دارد ، به از بسيارى كه ملال آرد .
445
[ و فرمود : ] اگر در كسى خصلتى شگفت ديديد ، همانند آن را انتظار بريد - چه طبيعت او وى را بر انگيزاند ديگر بار ، بر كردن چنان كار - . !
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 440
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٤٠