446
[ و به غالب پسر صعصعه ابو الفرزدق در گفتگويى كه ميانشان رفت فرمود : ] شتران فراوانت را چه شد ؟ [ گفت : امير مؤمنان ! پرداخت حقوق پراكندهشان كرد . [ فرمود : ] اين بهترين راه آن است .
447
[ و فرمود : ] آن كه بى دانستن فقه به بازرگانى پرداخت خود را در ورطهء ربا انداخت .
448
[ و فرمود : ] آن كه مصيبتهاى خرد را بزرگ داند ، خدا او را به مصيبتهاى بزرگ مبتلا گرداند .
449
[ و فرمود : ] هر كه خود را بزرگوار ديد شهوتهايش در ديدهء وى خوار گرديد .
450
[ و فرمود : ] هيچ كس به لاغ نپرداخت جز كه اندكى از خرد خود بپرداخت 2 .
451
[ و فرمود : ] دورى تو از كسى كه تو را خواهان است ، در بهرهاى - كه تو را از اوست - نقصان است ، و گرايشت بدان كه تو را نخواهد خوار ساختن گوهر جان است .
452
[ و فرمود : ] توانگرى و درويشى آن گاه آشكار شود - كه در قيامت - عرضه بر كردگار شود .
453
[ و فرمود : ] زبير پيوسته خود را از ما به حساب مىداشت تا آنكه فرزند نافرخندهاش عبد اللَّه پا به جوانى گذاشت 2 .
454
[ و فرمود : ] پسر آدم را با ناز چه كار كه آغازش نطفه بوده است و پايانش مردار . نه روزى خود دادن تواند و نه تواند مرگش را باز راند ! !
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 441
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٤١