محمد ( ص ) خواندند . پس ترسيدم كه اگر اسلام و مسلمانان را يارى نكنم ، رخنهاى در آن بينم يا ويرانيى ، كه مصيبت آن بر من سختتر از - محروم ماندن از خلافت - است و از دست شدن حكومت شما ، كه روزهايى چند است كه چون سرابى نهان شود ، يا چون ابر كه فراهم نشده پراكنده گردد . پس در ميان آن آشوب و غوغا برخاستم تا جمع باطل بپراكنيد و محو و نابود گرديد ، و دين استوار شد و بر جاى بيارميد .
و از اين نامه است
به خدا اگر تنها آنان را مىديدم ، و آنان زمين را پر مىكردند ، نه باك داشتم و نه مىهراسيدم ، كه من بر گمراهى آنان و رستگارى خود نيك آگاهم و با يقين از جانب پروردگار همراه ، و من آرزومند ديدار خدايم و پاداش نيك او را مىپايم ، ليكن دريغم آيد كه بيخردان و تبهكاران اين امّت حكمرانى را به دست آرند ، و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را به خدمت گمارند ، و با پارسايان در پيكار باشند و فاسقان را يار ، چه از آنان كسى است كه در ميان شما - مسلمانان - شراب نوشيد و حد اسلام بر او جارى گرديد ، و از آنان كسى است كه به اسلام نگرويد تا بخششهايى به دو عطا گرديد ، و اگر نه از حكومت اينان بر شما مىترسيدم ، شما را بر نمىانگيختم و سرزنشتان نمىكردم ، و به فراهم آمدنتان نمىخواندم و نمىآغاليدم ، و آن هنگام كه سر باز زديد و سستى گرفتيد رهاتان مىكردم . نمىبينيد بر مرزهاى شما دست افكندهاند و شهرهاتان گشوده است و كشورهاتان ربوده . در شهرهاتان جنگ برقرار - و دشمن با شما در پيكار - خداتان بيامرزاد ! گروه گروه روى به جنگ دشمنتان نهيد و در خانهها و شهرهاتان
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٤٧