تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
جز كه آسودگى وى در روز رستاخيز ، مايهء دريغ او شود ، و هرگز هيچ چيز تو را از حق بىنياز نگرداند و از جمله حقها كه بر توست اين است كه نفس خود را بپايى ، و به اندازهء توانت در كار رعيت كوشش نمايى ، كه آنچه از اين كار به دست مىآرى بهتر است از آنچه بذل مىدارى ، و السلام . « 60 »
و از نامهء آن حضرت است به عاملانى كه لشكريان از حوزهء مأموريت آنان مىگذشتند از بندهء خدا على امير مؤمنان ، به گردآوران خراج و عاملان شهرها كه لشكريان از سرزمين آنان مىگذرند : امّا بعد ، من سپاهيانى را فرستادم كه به خواست خدا بر شما خواهند گذشت ، و آنچه را خدا بر آنان واجب داشته به ايشان سفارش كردم : از نرساندن آزار ، و بازداشتن گزند ، و من نزد شما و به موجب تعهدى كه نسبت به شما دارم از آزارى كه سپاهيان - به مردم - رسانند بيزارم ، مگر آنكه گرسنگى سربازى را ناچار گرداند و براى سير كردن خود جز آن راهى نداند . پس كسى را كه دست به ستم گشايد كيفر دهيد ، و دست بىخردان خود را از زيان رساندن به لشكريان و زحمت رساندن به ايشان در آنچه استثناء كرديم ، بازداريد . من در ميان سپاه جاى دارم . پس شكايتهايى را كه داريد به من برسانيد ، و آنچه از آنان به شما مىرسد و جز به وسيلهء خدا و من توانايى بر طرف كردن آن را نداريد ، با من در ميان گذاريد تا من به يارى خدا آن را تغيير دهم . ان شاء اللَّه . !