تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
برون شد و - به ناخواه كسى را كشتى - چه در مشت زدن و بالاتر ، بيم كشتن است . مبادا نخوت دولت تو را وادارد كه خود را برتر دانى و خونبهاى كشته را به خاندانش نرسانى . و بپرهيز از خود پسنديدن ، و به خودپسندى مطمئن بودن ، و ستايش را دوست داشتن كه اينها همه از بهترين فرصتهاى شيطان است تا بتازد ، و كرده نيكوكاران را نابود سازد . و بپرهيز كه با نيكى خود بر رعيت منت گذارى يا آنچه را كرده‌اى بزرگ شمارى يا آنان را وعده‌اى دهى و در وعده خلاف آرى كه منت نهادن ارج نيكى را ببرد و كار را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند ، و خلاف وعده خشم خدا و مردم را بر انگيزاند . و خداى تعالى فرموده است : « بزرگ دشمنى است نزد خدا كه بگوييد و نكنيد . » . و بپرهيز از شتاب در كارهايى كه هنگام انجام آن نرسيده ، يا سستى در آن چون انجامش ممكن گرديده ، يا ستيزيدن در كارهايى كه راه راست در آن ناپايدار است ، يا سستى ورزيدن آن گاه كه آشكار است . پس هر چيز را در جاى آن بدار و هر كارى را به هنگام آن بگزار . و بپرهيز از آنكه چيزى را به خود مخصوص دارى كه - بهره - همهء مردم در آن يكسان است ، و از غفلت در آنچه بدان توجه بايد ، و در ديده‌ها نمايان است . چه آن را كه به ناروا ستده باشى از چنگ تو در آرند ، و به زودى پرده كارها از پيش ديده‌ات بردارند ، و داد از تو بستانند و به ستمديده رسانند . به هنگام خشم خويشتندار باش و تندى و سركشى ميار و دست قهر پيش مدار و تيزى زبان بگذار ، و از اين جمله خوددارى كن ، با سخن ناسنجيده بر زبان نياوردن ، و در قهر تأخير كردن ، تا خشمت آرام شود و عنان اختيار به دستت آيد ، و چنين قدرتى بر خود نيابى جز كه فراوان به ياد آرى كه در راه بازگشت به سوى كردگارى .