تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
بازداشتن حق گرفتارى ، در اين صورت مردمان به زودى خود را از درخواست از تو بازدارند چه از بخشش تو نوميدند - و چاره ندارند - با اين كه بيشتر نيازمندى مردمان بر تو رنجى ندارد ، چرا كه شكايت از ستم است و عدالت خواستن يا در معاملتى انصاف جستن . نيز والى را نزديكان است و خويشاوندان كه خوى برترى جستن دارند و گردنفرازى كردن و در معاملت انصاف را كمتر به كار بستن . ريشهء ستم اينان را با بريدن اسباب آن برآر و به هيچ يك از اطرافيان و خويشاوندانت زمينى را به بخشش وامگذار ، و مبادا در تو طمع كنند با بستن پيمانى كه مجاور آنان را زيان رساند در بهره كه از آب دارند ، يا كارى كه بايد با هم به انجام رسانند و رنج آن را بر عهده ديگران نهند ، پس بر آنان تنها گوارا افتد و عيب آن در دنيا و آخرت بر تو ماند . و حق را از آن هر كه بود بر عهده‌دار ، نزديك يا دور ، و در اين باره شكيبا باش و اين شكيبايى را به حساب - خدا - بگذار . هر چند اين رفتار با خويشاوندان و أطرافيانت بود و عاقبت آن را با همه دشوارى كه دارد ، چشم دار ، كه پايان آن پسنديده است - و سرانجامش فرخنده - . و اگر رعيت بر تو گمان ستم برد ، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان گذار ، و با اين كار از بدگمانى شان در آر ، كه بدين رفتار نفس خود را به فرمان آورده باشى و با رعيت مدارا كرده و حاجت خويش را برآورده و رعيت را به راه راست واداشته . و از صلحى كه دشمن تو را بدان خواند ، و رضاى خدا در آن بود ، روى متاب كه آشتى ، سربازان تو را آسايش رساند . و از اندوه‌هايت برهاند و شهرهايت ايمن ماند ، ليكن زنهار ! زنهار ! از دشمن خود پس از آشتى بپرهيز كه بسا دشمن به نزديكى گرايد تا غفلتى يابد - و كمين خود بگشايد - پس دور انديش شو ! و به راه خوش گمانى مرو ، و اگر با دشمنت پيمانى نهادى و در