تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
در روزى كه پر بيمترين روزهاست در امان آمدن تواند ، و بر كرانه‌هاى لغزشگاه پايدار ماند . و اگر خواستمى دانستمى چگونه عسل پالوده و مغز گندم ، و بافتهء ابريشم را به كار برم . ليكن هرگز هواى من بر من چيره نخواهد گرديد ، و حرص مرا به گزيدن خوراكها نخواهد كشيد . چه بود كه در حجاز يا يمامه كسى حسرت گردهء نانى برد ، يا هرگز شكمى سير نخورد ، و من سير بخوابم و پيرامونم شكمهايى باشد از گرسنگى به پشت دوخته ، و جگرهايى سوخته . يا چنان باشم كه گوينده سروده : درد تو اين بس كه شب سير بخوابى و گرداگردت جگرهايى بود در آرزوى پوست بزغاله آيا بدين بسنده كنم كه - مرا - امير مؤمنان گويند ، و در ناخوشايندهاى روزگار شريك آنان نباشم ؟ يا در سختى زندگى - نمونه‌اى - برايشان نشوم ؟ مرا نيافريده‌اند ، تا خوردنيهاى گوارا سرگرمم سازد ، چون چارپاى بسته كه به علف پردازد ، يا آن كه واگذارده است و خاكروبه‌ها را به هم زند و شكم را از علفهاى آن پر سازد ، و از آنچه بر سرش آرند غفلت دارد ، يا مرا وانهند يا به بازى سر دهند يا ريسمان گمراهى را كشان باشم و يا بيخودانه در سرگردانيها گردان ، و چنان بينم كه گويندهء شما بگويد : اگر پسر ابو طالب را خوراك اين است ، ناتوانى او را از كشتن همآوردان بنشاند ، و از جنگ با دلاور مردان بازماند . بدانيد درختى را كه در بيابان خشك رويد شاخه سختتر بود ، و سبزه‌هاى خوشنما را پوست نازكتر ، و رستنيهاى صحرايى را آتش افروخته‌تر ، و خاموشى آن ديرتر . من و رسول خدا ( ص ) چون دو شاخيم از يك درخت رسته ، و چون آرنج به بازو پيوسته . به خدا اگر عرب در جنگ من پشت به پشت دهد ، روى از آنان برنتابم . و اگر فرصت دست بدهد به پيكار همه بشتابم ، و خواهم كوشيد تا زمين را از اين شخص - از فطرت - برگشته و كالبد - خرد - سرگشته پاك سازم تا كه ريگ از دانه جدا گردد - و با ايمان از چنگ منافق رها - .