تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
نپذيرفته . من همان راهى را مىروم كه شما به اختيارش وانهاديد ، و در آن به ناخشنودى پا نهاديد . پندارى خون عثمان را مىخواهى ! تو مىدانى عثمان را چه كسانى كشتند . خواهان خون اويى ، از آنان بخواه ! مىبينم كه چون جنگ دندان به تو فرو برد به فرياد آيى - و - چون شتران كه از سنگينى بار بنالند ناله نمايى ، و مىبينم لشكريانت با ناشكيبايى از ضربتهاى دمادم و بلاهاى سخت و بر خاك افتادن در پى هم ، مرا به كتاب خدا بخوانند حالى كه كافرند و در انكار ، و يا بيعت كرده‌اند و از بيعت دست بردار . « 11 »
و از سفارش آن حضرت است به لشكرى كه آنان را به سر وقت دشمن فرستاد چون به سر وقت دشمن رفتيد يا دشمن بر سر شما آمد ، لشكرگاهتان را برفراز بلنديها ، يا دامنهء كوهها ، يا بين رودخانه‌ها قرار دهيد تا شما را پناه و دشمن را مانعى بر سر راه بود ، و جنگتان از يك سو يا دو سو آغاز شود ، و در ستيغ كوهها و فراز پشته‌ها ، ديده‌بانها بگماريد ، مبادا دشمن از جايى آيد كه مىترسيد يا جايى كه از آن بيم نداريد ، و بدانيد كه پيشروان لشكر ، ديده‌هاى آنانند و ديده‌هاى پيشروان جاسوسانند . مبادا پراكنده شويد ! و چون فرود مىآييد ، با هم فرود آييد ، و چون كوچ كرديد ، با هم كوچ كنيد ، و چون شب شما را فرا گرفت ، نيزه‌ها را گرداگرد خود بر پا داريد و مخوابيد جز اندك ، يا لختى بخوابيد و لختى بيدار مانيد .