تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بپرس چنان كه شايد و خبر گير از آنچه بايد ، كه ديرى نگذشته و ياد تو فراموش نگشته . درود بر شما ، درود آن كه بدرود گويد نه كه رنجيده است و راه دورى جويد . اگر باز گردم نه از خسته جانى است ، و اگر بمانم نه از بدگمانى است - بلكه اميدوارم - بدانچه خدا شكيبايان را وعده داده - و پاداشى كه براى آنان نهاده - . ( 203 )
و از سخنان آن حضرت است مردم ! همانا دنيا خانه‌اى است رهگذر و آخرت سرايى است پايدار ، پس از گذرگاه خود - توشه - برداريد براى جايى كه در آن پايداريد . و مدريد پرده‌هاى يكديگر نزد آن كس كه مىداند نهان شما را - از شما بهتر - . برون كنيد از دنيا دلهاتان را از آن پيش كه برون رود از آن تنهاتان . شما را در دنيا آزموده‌اند و براى جز دنيا آفريده‌اند . آدمى چون بميرد مردم گويند چه نهاد ، و فرشتگان گويند چه پيش فرستاد ؟ خدا پدرانتان را بيامرزاد ! اندكى پيش فرستيد تا براى شما ذخيرت بودن تواند . و همه را مگذاريد كه و بال آوردن بر گردنتان بماند . ( 204 )
و از سخنان آن حضرت است كه بسيارى ياران خود را بدان مىخواند آماده شويد ، خداتان بيامرزاد ! كه بانگ كوچ را سردادند ، و دل به ماندن در دنيا اندك ببنديد ، - كه كاروانيان به راه افتادند - و بازگرديد و راه بسپاريد با آنچه از توشهء نيكو در دسترس داريد . كه پيشاپيش شما گردنه‌اى است دشوار گذر و منزلهاى ترسناك و هراسآور ، ناچار بدان گردنه‌ها بايد بر شدن و بدان منزلها در آمدن و ايستادن ، و بدانيد ! كه چشم انداز مرگ به شما نزديك است گويى شما را در چنگ گرفته و چنگالهاى خود را در شما فرو برده ، در حالى كه در آن با دشوارىها در گيريد ، و در چنگ مشكلات اسير . پس پيوندهاى خود را با