تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
آنچه ادعا كردند حجّتى نياوردند . و نه تحقيقى كردند در آنچه فرا گرفتند آيا هيچ بنايى بود بىسازنده ، يا جنايتى بىجنايت كننده ؟ و اگر خواهى از ملخ بگويم كه دو ديدهء سرخ آفريد براى آن ، و دو حدقه برايش افروخت چون ماه تابان ، و او را گوشى بداد پوشيده و پنهان ، و برايش دهانى گشود به اعتدال ، و حسّى نيرومند و به كمال . و دو دندان پيشين كه بدانها ببرد ، و دو پاى داس مانند كه بدانها چيزى را بگيرد . كشاورزان در كشت خود از آن مىترسند و توانايى راندنش را ندارند ، هر چند همهء كسان خود را فراهم آرند ، تا گاهى كه در جست و خيزهايش روى به كشته آرد ، و هر چه خواهش آن است روا دارد ، و همه اندام ملخ به اندازهء يك انگشت باريك نيست - و اين حقيقتى است - . پس بزرگ است خدايى كه آنچه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه او را سجده نمايد ، و خوار و فروتن گونه و چهره بر زمين سايد ، و از سر تسليم و ناتوانى طاعت او بپذيرد ، و از بيم و ترس رشتهء فرمانبرى او را در گردن گيرد ، و پرنده رام فرمان اوست ، پرها و دم زدن آن را شمرده است ، و پاهايش را برترى و خشكى استوار كرده است ، و روزى آن را مقدّر فرموده ، و جنسهاى آن را به شمار در آورده است . اين كلاغ است و اين عقاب ، و اين كبوتر است و اين شتر مرغ . هر پرنده را به نام آن خواند ، و روزى او را پذيرفت و به دو رساند ، و ابر گرانبار را بيافريد و باران پيوسته را از آن ببارانيد ، و نصيب هر جا را معين گردانيد ، و زمين را ، از پس آنكه خشك بود ، تر كرد ، و پس از آنكه رستنى نداشت گياه از آن برآورد .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 199 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي