راست بود ، و خوى ايشان كجروى - و مخالفت با آنچه رضاى خداست - . شرط ما با آنان اين بود كه حكمشان به عدالت باشد و كارشان به حقيقت ، و اين پيش از آن بود كه آن دو تن رايى چنان نادرست زنند و حكمى چنان ستمكارانه كنند . ما به كار خويش ايمان داريم ، و كنون كه آن دو از راه حقّ برون رفتند و حكمى بر خلاف آنچه بايد دادند - به داورى آنان وقعى نمىگذاريم - .
( 178 )
و از خطبههاى آن حضرت است
هيچ كار او را - از كارى - باز نمىدارد ، و گذشت زمان در او دگرگونى نيارد . هيچ جا گنجايش وى را ندارد ، و هيچ زبانى وصف او نيارد ، و از علم او پنهان نيست شمار قطرههاى باران ، و نه ستارگان آسمان ، و نه آن خاكريزهها كه باد با خود به هوا بردارد ، و نه مورى كه بر سنگى صاف پاى گذارد ، و نه آرام جاى مورچهاى - خرد و باريك - در شبى سياه و تاريك . مىداند جاى افتادن برگهاى درختان را ، و آهسته باز و بسته شدن ديدگان را . و گواهى مىدهم كه جز خداى يكتا خدايى نيست ، و او را همانند و همتايى نيست ، نه در يكتايى او جاى گمان است ، و نه دين او پوشيده و نهان است . نه آفرينش موجودات را - به دست قدرت او - انكار توان كرد ، - نه بندگى او ، چنان كه وى را شايد ، توان به جاى آورد - گواهى كسى است كه نيّت او راست است و درون او پاك - از عيب و عار - ، يقين وى بىآميغ ، و ترازوى او گرانبار ، و گواهى مىدهم كه محمّد ( ص ) بندهء او و فرستادهء اوست ، برگرفته از ميان آفريدگان ، و گزيده براى شرح دادن حقيقتهاى ايمان ، مخصوص به گراميترين تشريفهاى كرامت ، منتخب براى اداى وظيفهء بزرگ رسالت ، نشانههاى رستگارى به دو آشكار و مبرهن ، ديدهء تاريك بين - خرد - به - نور - او روشن . اى مردم ! همانا دنيا آرزومند و خواهان خود را فريب مىدهد ، آن را كه در خواستن وى با ديگران همچشمى كند ، عزيز نمىدارد ، و كسى را كه بر او چيرگى جويد ، مغلوب مىسازد ، و به خدا سوگند هرگز مردمى زندگانى خرّم و نعمت فراهم را از كف ندادند ، مگر به - كيفر - گناهانى كه انجام دادند « كه