تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
را واگذار ! - كه چون چنين كنى - در كار تيز رفتارى و از كار خود برخوردار . » بدانيد كه ستم بر سه گونه است : آن كه آمرزيدنى نيست ، و آن كه واگذاشتنى نيست ، و آن كه بخشوده است ، و بازخواست كردنى نيست . امّا آن كه آمرزيدنى نيست ، همتا انگاشتن براى خداست - كه بزرگترين ظلمهاست و خدا در قرآن فرمود : « همانا خدا شرك آوران را نخواهد بخشود . » امّا ستمى كه بر بنده ببخشايند ، ستم اوست بر خود به برخى كارهاى ناخوشايند . امّا آن كه واگذاشتنى نيست ، ستم كردن بندگان است بر يكديگر كه آن را قصاصى است هر چه دشوارتر . و آن قصاص زخمى نبودن از كارد - كه به تن فرو برند - و يا تازيانه كه بر بدن فرود آورند ، بلكه چيزى است كه برابر آن رنج اين المها را خرد شمرند . پس در دين خدا از گونه‌گون شدن و ناپايدار ماندن بپرهيزيد ! كه همراه جماعت بودن در حقّى كه آن را خوش نمىانگاريد ، بهتر است از پراكنده شدن به خاطر باطلى كه آن را دوست مىداريد ، و همانا خداوند سبحان خيرى نبخشد به كسى كه جدايى گزيند - از مردمان - ، نه از گذشتگان و نه از باقى ماندگان . اى مردم ! خوشا كسى كه پرداختن به عيب خويش وى را از عيب ديگران بازدارد . خوشا كسى كه در خانه نشيند و قوت خود خورد ، و به فرمانبردارى پروردگار روى آرد ، و بر گناه خود بگريد تا سرگرم كار خويش باشد و مردم را از گزند خود آسوده گذارد . ( 177 )
و از سخنان آن حضرت است در بارهء حكمين راى سران شما يكى شد كه دو مرد را به داورى پذيرند و از آن دو پيمان گرفتيم كه قرآن را لازم گيرند ، و فراتر از حكم آن نگزينند . زبان ايشان با قرآن باشد ، و دلشان پيرو حكم آن . امّا آن دو از حكم قرآن سر پيچيدند ، و حقّ را واگزاردند ، حالى كه آن را مىديدند . هواى آنان بيرون شدن از راه