تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
( 168 )
و از سخنان آن حضرت است [ پس از آنكه با او به خلافت بيعت كردند ، مردمى از صحابه به دو گفتند ، چه شود آنان را كه بر عثمان شوريدند كيفر دهى ؟ امام فرمود : ] برادران ، چنين نيست كه آنچه را مىدانيد ندانم ، ليكن چگونه نيرويى فراهم آوردن توانم ؟ اين مردم با ساز و برگ و نيرو به راه افتاده‌اند ، بر آنان قدرتى نداريم و آنان بر ما مسلط گرديده‌اند . اينهايند كه بردگان شما به هواخواهى آنان به پا خاسته‌اند ، و باديه‌نشينان شما بدانان پيوسته‌اند ، آنان ميان شما به سر مىبرند ، هرچه مىخواهند بر سر شما مىآورند . آيا بر آنچه مىخواهيد تواناييد ؟ كارى كه پيش آمده است از جاهليت يادگار است ، و اين مردم را كه به شورش برخاسته‌اند ياور و مددكار است . هواى مردم در اين داستان اگر در ميان آيد گونه‌گون راه پيمايد . گروهى سخن شما را مىگويند ، و گروهى راهى بر خلاف شما مىپويند . و گروهى نه با اين سوى و نه با آن سوىاند . پس شكيبا باشيد تا مردم آرام گيرند ، و دلهاى رفته به جاى آيد ، و حقّهاى - از دست شده - با مدارا گرفته شود . اكنون مرا آسوده گذاريد ، و فرمان مرا كه به شما مىرسد چشم داريد ، و كارى مكنيد كه قوّتى را متزلزل سازد ، و يا نيرويى را از كار اندازد ، يا ضعفى به كار آرد يا خوارى به بار آرد ، و من چندان كه توانم دست از كارزار باز مىدارم ، و اگر خود را ناچار ديدم روى به جنگ آرم ، كه :
هر كجا داغ بايدت فرمود چون تو مرهم نهى ندارد سود
( 169 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است هنگامى كه اصحاب جمل به بصره رفتند همانا خداوند پيامبرى را برانگيخت راهنما ، با كتابى به حق گويا ، و شريعتى راست و برپا . - آن كه با اوست رستگار است - و هلاك نشود جز كسى كه