تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
زندگانى ، و منظره‌هاى آراسته - زر و سيم و ديگر خواسته - و بينديشى در جنبش درختها كه در كناره‌هاى جويباران است ، و در آويختن خوشه‌هاى لؤلؤ آبدار بر شاخه‌هاى آن درختانى كه ريشه‌هاى آن در پشته‌هاى مشك نهان است ، و رسته بر و بر شاخسار ، و رستن اين ميوه‌هاى گونه‌گون ، در غلافها و پوششهاى درون . شاخه‌ها بىرنجى خم گردد و چنان كه چينندهء آن خواهد در دسترس او بود . گرد ساكنان آن ، پيرامون كاخهايشان گردند ، و آنان را عسلهاى پاكيزه و شرابهاى پالوده دهند . مردمى باشند كه بخشش - الهى - به آنان پيوسته بود ، تا در خانهء قرار بار گشودند و از رنج سفرها آسودند . پس اى شنونده اگر دل خود را مشغول دارى به انديشهء رسيدن بدان منظره‌هاى زيبا كه به خاطر آرى ، جانت از شوق آن برآيد - تا به بهشت رخت گشايد - و خود از اين مجلس من رخت بردارى ، و به همسايگى خفتگان در گورها شتابان روى آرى . خداى به رحمت خود ، ما و شما را از آنان گرداند كه به دل كوشند تا خود را به منزلهاى نيكوكاران رسانند . تفسير بعض كلمه‌هاى غريب كه در اين خطبه است : [ أرّ ، كنايت از نكاح است . گويند : أرّ المرأة يؤرّها . ( نكاح كرد او را ) ، و قول امام : « كأنّه قلع دارىّ عنجه نوتيّه » ، « قلع » بادبان كشتى است ، « دارىّ » منسوب به « دارين » است ، و آن شهركى است بر كنار دريا كه بوى خوش از آن آرند . عنجه : آن را برگرداند . گويند : عنجت النّاقة ، بر وزن نصرت ، اعنجها عنجا ، هنگامى كه آن را برگردانى ، و « نوتىّ » كشتيبان است ، و گفته امام : « ضفّتى جفونه » ، هر دو گوشهء پلك را خواهد ، و « ضفتّان » به معنى دو جانب است ، و گفتهء او : « و فلذ الزّبرجد » فلذ جمع فلذة است به معنى « پاره » ، و گفتهء او : « كبائس اللؤلؤ الرّطب » ،