تبهكار است . همانا آنچه در دين نبود و نو پديد آمده است ، و آنچه سنّت نيست و همانند سنّت است ، موجب تباهى امّت است . جز آنكه خدا - رحمت آرد - و بنده را از آن نگاه دارد . همانا حكومتى كه از جانب خدا برپاست ، نگاهبان كارهاى شماست . پس فرمانش را گردن نهيد از بن دندان ، نه از روى كراهت تا سرزنش شويد بدان . به خدا سوگند ، كه بايد چنين كنيد ، و گرنه خدا دولت اسلام را از شما منتقل خواهد كرد ، سپس هيچگاه آن را به شما بازنخواهد آورد ، و به هم در شود و به دست مردمى ديگر شود . همانا اينان فراهمند ، و از من و حكومت من ناخرسند . من شكيبايى مىورزم چندان كه از پراكندگى جمعيّت شما نترسم ، چه ، اگر آنان اين رأى سست را پيش برند ، رشتهء - كار - مسلمانان از هم بگسلد . آنان اين دنيا را طلبيدند . چون بر آن كس كه خدا آن را به دو ارزانى داشته حسد ورزيدند .
مىخواهند كار را به گذشته بازگردانند - و بار ديگر ما را از حكم برانند - . شما را بر ما حقّ عمل به كتاب خدا ، و سيرت رسول خداست ، و حقوق او را گزاردن و سنّت او را برپا داشتن .
( 170 )
و از سخنان آن حضرت است
[ چون امام ( ع ) به بصره نزديك شد ، مردمى از آن شهر ، عربى را فرستادند ، تا حقيقت حال او را با اصحاب جمل بداند ، و آنان را خبر دهد و شبهت از دل آنان برود . امام كار خود را با آن مردم چنان براى او آشكار نمود كه وى دانست حق او راست . سپس امام فرمود : بيعت كن ! گفت من فرستادهء مردمى هستم و كارى نمىكنم تا نزد آنان بازگردم . امام گفت : ] اگر آنان كه پشت سر تو هستند تو را فرستادند تا آنجا را كه باران فرود آمده است بجويى ، و تو نزد آنان برگشتى و آنها را از گياه و آب خبر دادى و آنان تو را مخالفت كردند و به جاى بىآب و سرزمينهاى خشك رفتند ، چه