تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
نپايد . آنچه را خدا بر شما واجب كرده مطلوب خود شماريد ، و توفيق گزاردن حقّى را كه از شما خواسته ، هم از او چشم داريد ، و پيش از آنكه مرگ شما را فرا خواند ، گوش به دعوتش بداريد . آنان كه خواهان دنيا نيستند ، دلهاشان گريان است ، هرچند بخندند ، و اندوهشان فراوان است ، هر چند شادمان گردند ، و با نفس خود در دشمنى بسيار به سر برند ، هر چند ديگران بدانچه نصيب آنان شده ، غبطه خورند . ياد مرگ از دلهاى شما رفته است و آرزوهاى فريبنده جاى آن را گرفته . دنيا بيش از آخرت مالكتان گرديده و اين جهان ، آن جهان را از يادتان برده . همانا شما برادران دينى يكديگريد ، چيزى شما را از هم جدا نكرده ، جز درون پليد و نهاد بد كه با آن به سر مىبريد . نه هم را يارى مىكنيد ، نه خير خواه هميد ، نه به يكديگر چيزى مىبخشيد ، و نه با هم دوستى مىورزيد . شما را چه مىشود كه به اندك دنيا ، كه به دست مىآوريد ، شاد مىشويد ، و از بسيار آخرت ، كه از دستتان مىرود ، اندوهناك نمىگرديد ؟ و اندك دنيا را كه از دست مىدهيد ، ناآرامتان مىگرداند ، چندان كه اين ناآرامى در چهره‌هاتان آشكار مىشود ، و ناشكيبا بودن از آنچه بدان نرسيده‌ايد ، پديدار . گويى كه دنيا شما را خانهء اقامت و قرار است ، و كالا و سود آن هميشه براى شما پايدار . چيزى شما را باز نمىدارد ، از آنكه عيب برادر - دينى - خود را - كه از آن بيم دارد - روياروى او بگوييد ، جز آنكه مىترسيد ، او همچنان عيب را - كه در شماست - به رختان آرد . در واگذاشتن آخرت و دوستى دنيا با هم يك دليد ، و هر يك از شما دين را بر سر زبان داريد . چنان از اين كار خشنوديد كه كارگرى كار خود را به پايان آورده ، و دوستى خداوند خويش را حاصل كرده . ( 114 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است سپاس خداى راست كه ستايش را به نعمتها پيوسته مىدارد ، و نعمتها را به سپاس وابسته . مىستاييم او را بر بخششهاى او ، چنان كه مىستاييم او را هنگام بلاى او ، و از او يارى مىخواهيم در هدايت اين مردم : كندكاران ، در آنچه بدان مأمورند و بايد ، شتابزدگان ، بدانچه آنان را از آن بازداشته‌اند و نشايد . از او آمرزش مىخواهيم در آنچه علم او آن را فرا گرفته ، و كتاب او آن
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 111 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي