تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
آن وامىدارد ، و كتاب خدا آن را بر تو واجب نمىشمارد ، و در سنّت رسول و ائمّهء هدى نشانى ندارد ، دست بدار ، و علم او را به خدا واگذار - كه دستور دين چنين است - ، و نهايت حقّ خدا بر تو اين ، و بدان ! كسانى در علم دين استوارند كه اعتراف به نادانى بىنيازشان كرده است تا ناانديشيده پا در ميان گذارند ، و فهم آنچه را در پس پرده‌هاى غيب نهان است آسان انگارند ، لاجرم به نادانى خود در فهم آن معنيهاى پوشيده اقرار آرند ، و خدا اين اعتراف آنان را به ناتوانى در رسيدن بدانچه نمىدانند ستوده است ، و ژرف ننگريستن آنان را در فهم آنچه بدان تكليف ندارند ، راسخ بودن در علم فرموده است . پس بدين بس كن ! و بزرگى خداى سبحان را با ميزان خرد خود مسنج . تا از تباه شدگان مباشى . او توانايى است كه اگر وهم ما چون تير پرّان شود تا خود را به سر حدّ قدرت او رساند ، و انديشهء مبرا از وسوسه ، بكوشد ، تا سمند فكرت به ژرفاى غيب ملكوتش براند ، و دلها خود را در راه شناخت صفات او سرگشته و شيدا گرداند ، و باريك انديشى خرد خواهد تا به صفات او نرسيده ذات وى را داند ، دست قدرت بازش گرداند . چه ، خواهد پرده‌هاى تاريك غيب را درد ، و راه به ساحت خداى بىعيب برد . آن گاه پيشانى خورده بازگردد و به خردى خود اعتراف كند كه : « اى مگس عرصهء سيمرغ نه جولانگه توست . » با بيراهه رفتن او را چنان كه بايد نتوان شناخت و خداوندان انديشه صورتى از جلال او را در خاطر خويش نتوانند پرداخت . خدايى كه ، آفريدگان را از هيچ پديد آورد . نمونه‌اى نداشت تا به كار برد ، و نه مقياسى از آفريننده‌اى پيش از خود ، تا بدان دستور كار كند ، و از ملكوت قدرت و عجايب گوياى حكمت - و اعتراف آفريدگان بدين حقيقت ، كه سراسر ناتوان و فقيرند و نيازمند و حقير ، و اوست كه بايد بر آنان رحمت آرد ، و به قوّت خود بر پايشان دارد - به ما آن نشان داد كه ديديم ، به حكم ضرورت آشكار است ، كه اين نشانه‌ها بر شناخت او دليلى استوار است . و در آنچه آفريده ، آثار صنعت و نشانه‌هاى حكمت او پديدار است . چنان كه هر چه آفريده او را برهانى است ، و بر قدرت و حكمت او
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 75 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي