( 91 )
و از خطبههاى آن حضرت است
[ كه به خطبهء اشباح معروف است . و آن از خطبههاى گرانقدر اوست . يكى از او پرسيد تا خدا را چنان وصف كند كه گويى آشكارا او را مىبيند . امام ( ع ) از اين سخن در خشم شد . ] سپاس خدايى را كه نابخشيدن ، و بخل ورزيدن بر مال او نيفزايد ، و دهش و بخشش او را مستمند ننمايد . چه هر بخشندهاى جز او - چون بخشد - مال خود را كاهش دهد ، و هر نابخشندهاى - مگر او - سزاوار نكوهش بود . او را سزد - كه منّت نهد بر بندگان ، با بسيارى بخشش و نصيب كه دهد - به اين و آن - . آفريدگان ، روزيخوار اويند ، و روزى آنان را پايندان است . قوت آنان را مقدّر داشته . - و رساننده بديشان است - . راه مشتاقان را به سوى خود گشاده است . و به خواهندگان نعمتش - صلاى عام داده است - . به خواهنده بيشتر نبخشد از ناخواهان ، بخشش وى بدين ، كمتر نيست از آن . اوّلى است ، كه آغازى ندارد تا پيش از او چيزى بود ، و آخرى است ، كه پايانش نيست تا تصوّر چيزى پس از او رود . ديدهها را نگذارد تا به دو تواند رسيد ، يا عظمت و بزرگى وى را تواند ديد . روزگار بر او نگذشته تا دگرگون شود ، در جايى نبوده تا به جاى ديگر رود . اگر ببخشد آنچه از كانهاى كوهستانها برآيد ، و صدفهاى درياها بدان دهان گشايد ، از سيم و زر ناب برآورده از زمين ، و مرواريد غلطان ، و مرجان دست چين ، در بخشش او اثرى نگذارد ، و خزانهء گستردهء وى را به پايان نيارد . و اندوختههاى انعام نزد او چندان است ، كه افزون از درخواست آفريدگان است . او بخشندهاى است كه پرسش خواهندگان چشمهء جود او را نخشكاند ، و ستهيدن آنان در طلب ، او را به زفتى نكشاند . پس اى پرسنده بينديش ! و آنچه قرآن از وصف پروردگار به تو مىنمايد بپذير ، و نور هدايت قرآن را چراغ راه خود گير ، و از آنچه شيطان تو را به دانستن