آن حضرت اسلام آورده اسلام آورند ، و در اقطار عالم منتشر گردند ، و لا بد در ميان آنان اختلاف واقع شود ، و وحى نيز از ايشان منقطع گردد ، با اين حال كسى كه بجاى حضرتش نشيند معصوم نباشد ، و از ظلم و فساد منزه نباشد ، تا بار امت را با عدل و انصاف و بدون خطا تحمل نموده و بسر منزل مقصود رساند ، آيا چنين ادعائى با عقل سليم درست آيد ؟ هرگز چنين نيست ، و چنين خطائيرا به خدا و جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم نسبت ندهد مگر جاهل غافل يا جاحد معاند .
و از آن جمله است اينكه : اولاد آدم از اخلاط و اشياء متضاده ، خلق شدهاند ، از حار و بارد ، و رطب و يابس ، و جواهر و اجسام خاكى ، و عقول و ارواح روحانى ، با اين حال اگر امامى كه در صفات و اخلاق مثل صاحب نبوت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم باشد ، و ميان صفات متضاده جمع نموده و معتدل باشد ، و كردار او موافق گفتارش باشد ، و در تمام صفات و حالات به حد كمال باشد ، در ميان ايشان نباشد ، و كار بدست كسى كه متصف به اين صفات نباشد افتد ، هر آينه به خود مشغول گردد ، و هر دم تابع يكى از اخلاق ناپسنديده و صفات متضادهء كه در اوست بوده باشد ، و كجا چنين شخصى تواند كه در مقام اصلاح رعيت برآيد ، و آنان را بشاه راه هدايت رهبرى نمايد ، و از آن جمله است : نصوص صريحهء كه از طريق مخالف و مؤالف روايت شده ، و دشمنان كور شده و آنها را نقل نمودهاند ، چنانچه يهود و نصارى كور شده ، و نصوص الهيهء كه از حضرت موسى و حضرت عيسى عليهما السلام در بارهء نبوت جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيده است نقل نمودهاند ، در حالى كه خود از آنها غافل بوده و انكار مينمايند .
و اين نصوص صريحه متضمن امامت بلا فصل جدت امير الحسن عليه السلام ، و امامت ائمه اثنى عشر عليهم السلام ، است ، هر يك بعد از ديگرى بنام و نسب ، و تعيين زمان ، و كمالات هر يك از ايشان ، و مقامات علمى و جواب دادن از آنچه از ايشان سؤال ميشده و مردم به آن محتاج بودند ، و تعظيم دوست و دشمن از ايشان در حال حيات ، و احترام قبور ايشان بعد
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٥٩