تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
در اينكه آن حضرت وصيت نموده و وصى خود را معين نموده ، و جانشين خود را بمردم معرفى كرده است ، شك و ترديدى داشتند ؟ هرگز چنين نيست ، بلكه تمام عقلاء عالم ايمان و اعتقاد به اين امر داشتند ؛ زيرا كه ميدانستند كه هرگز آن حضرت در آنچه مردم به آن محتاجند از امر وصيت ، و نصب اداره‌كننده رعيت كوتاهى نكرده و مسامحه نفرموده است ، پس چگونه جايز است انكار نمودن كمال رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را كه تمام صاحبان عقل بقبول تلقى نموده ، و با فطرة عقول آميخته است . و از آن جمله است اينكه : اگر كسى از آنان كه منكر نص بر امامت هستند پرسش نمايد كه : اگر چنانچه اهل عصمت ميگويند ، آن حضرت نص بر امامت نموده بود ، و كسى را قائم مقام خود قرار داده بود ، آيا از حضرتش قبول ميكرديد ؟ يا از آن اعراض كرده و انكار مينموديد ؟ لا بد خواهند گفت : البته قبول ميكرديم ، در اين صورت بايشان گفته مىشود كه : بنا بر اين گناه و ملامت تفرقه و عناد و فسادى كه بسبب ترك نص بر امامت در اين امت واقع شده كه لازمه قول شما است و دور از عقل و سداد است آيا برسول اكرم متوجه است ؟ يا بخداوندى كه آن حضرت را برسالت فرستاده است ؟ و چون هر دو صورت باطل است باقى نماند مگر قول اهل عصمت كه گويند : آن حضرت البته جانشين خود را معين فرموده ، و حجت را بر مردم تمام كرده است ، و گناه و ملامت بدشمنان و حسودانى متوجه است كه مخالفت نص نموده ، و فرمايشات آن حضرت را ناديده گرفته و به پشت انداخته‌اند . و از آن جمله است اينكه : به آنان كه منكر عصمت هستند ، و ميگويند : امام و خليفه احتياج بعصمت ندارد ، گفته مىشود : كه با اينكه خداوند جل جلاله ميدانست كه در حيات پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فقط چند شهر و قريهء كوچك فتح خواهد شد ، و معدودى از مردم اسلام خواهند آورد ، آن حضرت را معصوم قرار داده و به او وحى ميفرمود ، و در آنچه محل حاجت امت بود با حضرتش تكلم ميفرمود ، و با اينكه ميدانست كه بعد از وفات آن حضرت مردم برئيسى محتاجند كه چندين برابر آنچه آن حضرت فتح نموده فتح نمايد ، و چندين برابر آنان كه در زمان