تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و بدست خود عمامه بر سرم بست ، و شمشير خود را به من عنايت فرمود ، همين شمشير حاضر و دست خود را بذو الفقار زد ، پس من در مقابل او حاضر شدم در حالتى كه زنان مدينه براى من از عمرو بن عبد ودّ گريان بودند ، و خداى مرا بر او نصرت داد و بدست من بقتلش رساند ، در حالتى كه عرب احدى را همانند او نميدانست ، و اين ضربت را بر من وارد آورد ، و بدست مبارك بفرق سر خود اشاره فرمود ، پس خداوند آنان را براى آنچه از من واقع شد منهزم نمود و فرار را بر قرار اختيار نمودند ، پس روى باصحاب خود نموده و فرمود : آيا چنين نيست ؟ عرضه داشتند : بلى يا امير الحسن چنين است كه فرموديد . پس از آن فرمود اما ششم اى برادر يهودى ، همانا با رسول خدا وارد شهر اصحاب تو خيبر شديم ، در حالتى كه مردانى از يهود و شجاعانى از قريش و غير آنان سواره و پياده مثل كوه ، همه مكمل و مسلح در محكم‌ترين قلعه‌ها با ما روبرو شده و مبارز ميطلبيدند ، و هر كس با آنان روبرو ميشد بقتلش ميرساندند ، تا اينكه چشم‌ها از ترس سرخ شده و بحدقه فرو رفت ، و هر كس بفكر جان خود بود ، و به من متوسل شده و ميگفتند يا ابا تعالى بفرياد برس ، تا اينكه رسول خدا مرا برانگيخت و بجنگ آنان فرستاد ، پس بر آنان حمله نموده و هر كس با من روبرو شد بقتلش رساندم ، و مثل شير ژيان بر آنان حمله‌ور شده تا اينكه همه فرار نموده و بقلعهء محكم خود پناه بردند ، پس در قلعه را بدست خود از جاى كنده و به تنهائى وارد قلعه شده و هر يك از مردان آنان كه در مقابل من آمده بقتلش رساندم ، و زنان آنان را اسير نمودم تا اينكه به تنهائى قلعه را فتح كردم ، در حالتى كه در آن قلعه محكم غير از خداوند متعال احدى مددكار نداشتم ، پس روى باصحاب خود نموده و فرمود : آيا چنين نيست ؟ عرضه داشتند : بلى يا امير الحسن چنين است كه فرموديد . پس از آن فرمود : اما هفتم اى برادر يهودى ، همانا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم چون قصد فتح مكه نمود در مقام اتمام حجت برآمده و نامهء نوشته و آنان را از عذاب خداوند ترسانيده و وعده عفو و بخشش داده و بمغفرت پروردگار اميدوارشان نمود ، و در آخر نامه سورهء برائة
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 269 | السيد ابن طاووس / سيد محمد باقر شهيدى