دشمنى نموده و مخالفت ورزيدند .
و من به تنهائى در حالى كه از حيث سن كوچكترين اهل بيت خود بودم دعوت آن حضرت را اجابت نموده و با يقين كامل در مقام اطاعت و متابعت حضرتش برآمدم ، و سه سال تمام در همهء روى زمين كسى كه نماز بخواند ، و آنچه را كه آن حضرت آورده بود قبول نمايد غير از من و خديجه بنت خويلد احدى نبود ، پس روى باصحاب خود نموده فرمود :
آيا چنين نيست ؟ عرضه داشتند : بلى يا امير الحسن چنين است كه فرموديد .
پس از آن فرمود اما دويم اى برادر يهودى ، همانا قريش هميشه در مقام قتل رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بودند تا در آخر در دار الندوه اجتماع نمودند در حالتى كه شيطان هم به صورت اعور ثقيف حاضر شده بود ، و بنا بر آن گذاشتند كه از هر قبيلهء از قريش يكنفر انتخاب نموده و در وقت خواب بر حضرتش حمله نموده و يك مرتبه شمشيرها را بر وى فرود آورده و بقتلش رسانند ، كه همه در قتلش شريك باشند و خون حضرتش بهدر رود .
پس جبرئيل به آن حضرت خبر داد و امر بخروج از مكهاش نمود ، و آن حضرت مرا خبر داده و امر فرمود كه در بستر او بخوابم و جان خود فدايش نمايم كه حضرتش نجات يافته و بسلامت بماند ، و من با كمال رضايت و خرسندى در مقام اطاعت بر آمده و بجاى حضرتش خوابيدم و او خود تشريف برد ، و قريش در حالى كه يقين داشتند كه آن حضرت را خواهند كشت به خانه هجوم آوردند ، و من با شمشير برهنه قيام نموده و آنان را را از خود دور نمودم ، پس روى باصحاب خود نموده و فرمود : آيا چنين نيست ؟ عرضه داشتند : بلى يا امير الحسن چنين است كه فرموديد ، پس از آن فرمود : اما سيم اى برادر يهودى همانا دو پسران ربيعه ( عتبة و شيبه ) و پسر عتبه ( وليد ) كه از شجعان قريش بودند در جنگ بدر مبارز طلبيدند و احدى از قريش جرات مبارزهء با آنان را ننمود ، و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مرا و دو رفيق مرا ( حمزة بن عبد المطلب و عبيدة بن حارث بن عبد المطلب ) برانگيخت در حالتى كه من از حيث سن از اصحاب خود
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٦٧