تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
شجاع‌ترين مردم - زبير - و بلجوج‌ترين و دشمن‌ترين مردم - طلحه . و يعلى بن منبه آنان را بدينارهاى زيادى اعانت و نصرت نمود ، به خدا قسم اگر امر بر من مستقر گردد ، اموال او را فيء مسلمانان قرار خواهم داد . پس از آن وارد بصره شدند در حالتى كه اهل بصره بر بيعت و طاعت من متفق و مجتمع بودند ، و شيعيان من كه خزانه دار بيت المال خدا و مسلمانان بودند در آنجا بودند ، پس مردم را بشكستن بيعت و مخالفت و عدم طاعت من دعوت نمودند ، پس هر كس ايشان را اطاعت كرد كافرش دانستند و هر كس مخالفتشان كرد بقتلش رساندند ، پس حكم بن بجله بر عليه آنان قيام كرد و با آنان مبارزه نمود ، پس او را با هفتاد نفر از عباد و مخبتين اهل بصره بقتل رساندند ، كه آنان را مثفنين ميخواندند ، براى اينكه پينهء كف دستهاى ايشان مثل پينهء سينهء شتر بود . و يزيد بن حارث يشگرى از بيعت با ايشان امتناع كرد ، و خطاب بطلحه و زبير نموده و گفت : از خدا بترسيد ، همانا اول شما ما را بسوى بهشت كشانيد آخر شما ما را بجهنم نكشاند ، و ما را تكليف نكنيد كه مدعى را تصديق نموده و بر عليه غائب حكم نمائيم ، اما دست راست مرا بيعت با على بن ابى طالب عليه السّلام مشغول داشته است ، و دست چپ من فارغ است اگر ميخواهيد آن را بگيريد ، پس گلويش فشردند تا بمرد . و عبد اللَّه بن حكيم تميمى بر پاى خواست و گفت : اى طلحه آيا اين نامه را ميشناسى ؟ گفت : آرى اين نامهء من است بسوى تو ، گفت : آيا ميدانى در آن چه نوشتهء ؟ گفت : آن را براى من بخوان ، پس خواند ، و در آن عيب عثمان و دعوت بقتل او بود ، پس او را از بصره بيرون كردند . و عثمان بن حنيف انصارى عامل مرا بمكر و حيله گرفتند و او را مثله نمودند ، و تمام موهاى سر و روى او را كندند ، و شيعيان مرا گروهى را بقتل صبر و گروهى را بمكر و حيله بقتل رساندند ، و گروهى شمشير كشيده و پايدارى كردند تا خدا را ملاقات
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 241 | السيد ابن طاووس / سيد محمد باقر شهيدى