عباس و عقيل مبتلا شدم ( كه از ايشان كارى ساخته نيست ) پس حفظ اهل بيت خود را در نظر گرفتم ، و از خار و خاشاكى كه در چشمم ريخته شد چشم بر هم نهادم ، و جرعههاى غيظ و غصه را با گلوى گرفته و فشرده فرو بردم ، و صبر كردم صبرى كه تلختر از حنظل و دردناكتر از كارد برنده بود .
و اما امر عثمان پس گويا نشانهء بود از قرون گذشته كه
عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى
« 1 » اهل بدر مخذولش نمودند ، و اهل مصر بقتلش رساندند ، و به خدا قسم كه من نه امر كردم و نه نهى نمودم ؛ كه اگر امر نموده بودم مددكار بودم ، و امر طورى بود كه نه ديدن آن فائده و نفع داشت و نه خبر آن شفا بخش بود ( يعنى حق و باطل مشتبه شده بود ) غير از اينكه كسى كه يارى او كرد نتواند بگويد : من بهتر از آنم كه او را مخذول نموده و كسى كه او را مخذول نمود نتواند بگويد : آن كس كه او را يارى كرد از من بهتر است « 2 » .
و من بطور جامع و كامل امر او را بيان نمايم ، برگزيد و اختيار كرد و بد اختيارى نمود « 3 » و شما جزع كرديد . پس شما هم در اين جزع كردن بد كرديد ( بلكه بايد صبر ميكرديد ) و خداوند ميان ما و او حكم نمايد ، و به خدا قسم در خون عثمان تهمتى به من وارد نيست ؛ نبودم من مگر مردى از مسلمانان مهاجرين در خانه خود .
هامش
( 1 ) سوره طه ( 20 ) آيه 54 - يعنى علم آن نزد پروردگار من است در كتابى كه خطا نميكند پروردگار من و فراموش نمىنمايد .
( 2 ) نسخهء كه نزد نگارنده است چنين است ، و لكن ظاهرا اين گونه باشد ( من بهتر از آنم كه او را يارى نمود ) .
( 3 ) شايد مقصود اختيار خلافت باشد ، يا اختيار نمودن اموالى را براى خود و ساير بنى اميه كه بايشان اموال زيادى بخشيد كه در جاى خود مذكور ، است يا اختيار نمودن بنى اميه را بر ديگران كه نيز شرح آن در جاى خود مذكور است ، و شايد مقصود تمام اينها باشد .