عظمت او جل جلاله خاضع و خاشع باشى ؛ كه در اين حال بسبب حجى كه بجا آورى و سفرى كه بسوى او نمائى سعادتمند خواهى بود .
و اى فرزندم : مرا در پيشگاه حضرتش ياد كن ، كه به خدا قسم من ترا بسيار ياد نموده و ترا به او جل جلاله سپردهام ، و من پدرى را سراغ ندارم كه در پيشگاه خداوند جل جلاله براى فرزند عزيز خود به قدر من تضرع و زارى نموده باشد ، چه قبل از وجود تو كه ترا از حضرتش خواستهام ، و چه بعد از وجودت كه براى مهمات دنيا و آخرتت ، و آنچه را كه به آن محتاجى ، و براى اقبال حضرتش به تو و اقبال تو بحضرتش جل جلاله و قدوم تو به روى جل و علا ، در پيشگاه حضرتش بسيار تضرع نموده و انجام آنها را از حضرتش مسألت كردهام .
فصل صد و چهل و پنجم - ( در جهاد )
اما جهاد ، اى فرزندم كه خداوند جل جلاله ترا بجهاد با نفس ، و جهاد با هر كس كه ترا از او جل جلاله باز دارد مشرفت فرمايد ، بلكه نيروئى به تو عنايت فرمايد كه زحمت جهاد را از تو بردارد ، كه از آنچه در مقام قرب بحضرتش بجا آورى لذت برى ، بدان كه : اگر جهاد در حضور كسى كه طاعت او بر تو لازم است بر تو واجب شود او خود صلوات اللَّه عليه ترا كفايت نمايد ، و وظائف جهاد را به تو ياد دهد ، و مرا نيز از اينكه آنچه را كه خداوند در اين باب به من عنايت فرموده است براى تو بنويسم كفايت فرمايد ، و اما اگر بجهاد در حضور كسى كه طاعت او بر تو لازم نيست مبتلا شوى پس اگر طوريست كه بر عموم مسلمانان واجب باشد ؛ باينكه خوف آن باشد كه بيضهء اسلام در خطر افتد ، و عظمت و شوكت اسلام از بين برود ، و مسلمانان در خطر واقع شوند ، در اين حال بدان كه سر و تن و روح و آنچه در نزد تو عزيز است همهء آنها از خداست ، كه بلطف و كرم خود به تو عنايت فرموده است ، پس لازم و شايسته چنين است كه هر عزيزى براى او