و در كتاب ( عبد اللَّه بن بكير ) ديدم كه باسناد خود از ابى جعفر عليه السّلام روايت نموده كه حسين عليه السّلام شهيد شد در حالتى كه مديون بود ، و على بن الحسين زين العابدين عليه السّلام ملكى از آن حضرت بسيصد هزار فروخت كه دين آن حضرت و وعدههائى كه داده بود اداء نمايد .
و من قسمتى از دارائى ، و ايثار ايشان صلوات اللَّه عليهم را در اوائل جزء ششم از كتاب ( ربيع الالباب ) ذكر كردهام ، آن را مطالعه كن كه در آن اخباريست كه دلالت بر حق و صواب دارد .
و جدت امير الحسن عليه السّلام بالخصوص براى اولاد خود از فاطمه عليها السّلام اموالى را وقف نموده و توليت آن را در اولاد خود قرار داده است .
پس چگونه ضعفا گمان كنند كه آن حضرت فقير بوده است ؟ و گمان كنند كه مال و ثروت براى كسى كه خدا او را از خاصان خود قرار داده است نخواهد بود ؟ آيا خداوند جل جلاله دنيا و آخرت را براى غير اهل عنايت خود خلق فرموده است ؟
فصل صد و سى و نهم
و اى فرزندم : از جمله چيزهائى كه مرا بحسن توفيق و عنايات خداوند نسبت به تو اميدوار نموده اينست كه فطام و باز داشتن از مرضعه ( دايه ) را به تو الهام نمود ، بدون اينكه ما به آن وادارت نمائيم ، و از دايه منعت نمائيم ، و نيز طريق اختيار استاد تعليم خط را به تو الهام فرمود ، پس از رحمت و رأفت او جل جلاله اميدوارم كه شرف اطاعت و رجوع بحضرتش را براى تو كامل فرمايد .
پس ترا توصيه و سفارش ميكنم به ياد گرفتن خط و كتابت كامل و خوب ؛ زيرا كه براى سلوك الى اللَّه جل جلاله ، و دخول در مقام رضاى حضرتش در دار مقام ، معين و مددكار است ، پس از آن ترا توصيه ميكنم به ياد گرفتن علم عربيت بقدرى كه امثال تو از طالبان رضاى الهى ، و احياء سنت نبوى به آن محتاجند ، پس از آن ترا توصيه مينمايم به ياد گرفتن تفسير آيات شريفه قرآن به مقدارى كه براى اقامه نماز و ساير آنچه خداوند از تو خواسته