است به آن محتاجى ، و بعد از آن تمام آن را براى تعظيم و تجليل مقام قرآن حفظ كن و از بر نما .
فصل صد و چهلم
و از خداوند خواستارم ترا الهام نمايد ، و از تو هم ميخواهم كه الهامات حضرتش را قبول نمائى ، و ترا توصيه مينمايم كه علم فقه كه راه بمعرفت احكام شرع و احياء سنت جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم است ياد بگيرى ، و قصد تو در اين تعلم امتثال امر خداوند ، و سلوك صراط مستقيم بوده باشد . و مقلد غلامان جدت از عوام الناس مباشى ، و براى اخذ فتوى و فهم مطالب خود را در مقابل آنان خوار و ذليل مگردان ؛ زيرا كه به كار پست اكتفا ننمايد مگر شخص مغبون .
و بدان كه جدت ورام قدس اللَّه روحه « 1 » در وقتى كه طفل بودم به من ميفرمود :
اى فرزندم ، هر گاه در امورى كه صلاح تو در آنست از علم و عمل ، وارد شوى بمرتبهء پست آن اكتفا مكن كه از كسانى كه در آن كار واردند كمتر و پائينتر نباشى .
هامش
( 1 ) ورام بن على بن ابى فراس حلى ، الامير الزاهد ابو الحسين ، فقيه صالح ثقهء ورع ، از اولاد مالك اشتر نخعى * رضوان اللَّه عليه ، و معاصر با شيخ منتجب الدين ، و شاگرد شيخ سديد الدين محمود حمصى است ، و جد مادرى سيد ( مؤلف ) قدس سره است ؛ زيرا كه والده ما جده سيد دختر او است ، و سيد ( مؤلف ) قدس سره از وى روايت نمايد ، و بسيار او را مدح و ثنا گويد ، چنان كه از كتاب ( فلاح السائل ) نقل شده كه : جد من ورام بن ابى فراس كه از كسانى است كه بكردار وى اقتدا مىشود ، وصيت نمود كه نگين عقيقى كه اسماء ائمه عليهم السّلام بر آن نقش شده بود در دهانش گذارند ، پس من نيز بر نگين عقيقى اين اسماء را نقش نمودم ( اللَّه ربى و محمد نبيى و على . . . و باقى ائمه را نام برده ائمتى و وسيلتى ) و وصيت كردم كه بعد از مرگم در دهانم گذارند ، ( تنقيح المقال ) و اين وصيت در شرح حال سيد قدس سره در مقدمهء كتاب از كتاب ( روضات ) نيز با اختلاف مختصرى در عبارات نقل شد .
* ورام بن حمدان بن حولان بن ابراهيم بن هاشم بن مالك الاشتر . كذا في البحار ، و اظن ان الواسطه بين ورام و مالك الاشتر اكثر من هذا ( تنقيح المقال ) .