كه قوت و غذاى خود را ايثار نموده و گرسنه بسر ميبردند ، و با كمال زهد و قناعت زندگانى ميكردند .
و گمان كردهاند كه زهد در دنيا نخواهد بود مگر به فقر و تنگدستى ، و با تمكن و ثروت زهد تحقق ندارد و ممكن نيست .
و لكن چنين نيست كه آنان تصور كردهاند ، بلكه اين عقيده ناشى از ضعف ، و بىخبر بودن از حقايق است كه براى آنان كشف نشده است ؛ زيرا كه انبياء عليهم السلام غنى - ترين اهل دنيا بودهاند ؛ براى اينكه هر چه را از خدا بخواهند بايشان عطا فرمايد ، و بسبب مقام نبوت غنىترين فرد از افراد ملت خود بودهاند ؛ زيرا كه بسبب رسالت و نبوت ايشان لطف خداوند شامل حال ساير مردم شده است ، و گر نه براى اهل زمان ايشان مال و حالى نبود ، و همانا ايشان آنچه را كه در نزدشان موجود بود ايثار مينمودند ، و ديگران را بر خود مقدم ميداشتند .
و در طلب مفقود و آنچه را كه نداشتند بر خداوند سبقت نميگرفتند ، و به آنچه خداوند بايشان عنايت فرموده بود راضى و خشنود بودند .
از جمله عطاهاى جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فدك و عوالى است كه بمادرت فاطمه صلوات اللَّه عليها بخشيده كه عوائد و منافع آن بروايت ( شيخ عبد اللَّه بن حماد انصارى ) بيست و چهار هزار دينار در سال بوده است ، و بروايت غير او هفتاد هزار دينار بوده است ، در حالتى كه آن حضرت و شوهر بزرگوار و پدر عاليقدرش كه بخشنده اعظم است ، از بزرگترين زهاد و ابرار بودهاند ، و مقدار كمى از اين عوائد كفايت ايشان را مينمود ، و لكن صاحبان معرفت هيچ گاه با خداوند جل جلاله در مالك بودن كم و زياد منازعه ندارند ، بلكه مثل ايشان مثل وكيل و امين و بندگان ضعيف است ، پس تصرفاتشان در دنيا و آنچه بايشان عطا شده است مانند تصرف خداوند است نسبت به خود ايشان ، كه بخواستههاى خداوند راضى و در مقابل اراده حضرت حق تسليم محضند ، و ايشان در حقيقت زاهد در دنيا و خارج
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٥٦