تو على صلوات اللَّه عليهما است ؛ كه براى وارثان خود طلا و نقرهء باقى نگذاشتند ، و فقط به قدر كفاف ايشان املاك و مزارعى باقى گذاشتند كه ذليل و محتاج بمردم نگردند .
و جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بسعد بن معاذ كه در پيشگاهش عزيز و محترم بود فرمود :
اگر اولاد خود را واگذارى در حالى كه غنى و بىنياز باشند بهتر است از اينكه آنان را فقير و پريشان حال رها نمائى ، كه دست حاجت پيش مردم دراز نموده و بگدائى بيافتند ، پس من هم بايشان اقتدا نمودم .
و نيز در كتاب ( من لا يحضره الفقيه ) كه محل وثوق و اعتماد است ، از زراره از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود :
انسان سختتر و شديدتر بر خود از مال صامت باقى نميگذارد ، زراره عرض كرد :
پس چه بايد بنمايد ؟ فرمود :
در باغ و بستان و خانه صرف نمايد :
و بدان اى فرزندم : كه من اين مختصر املاك را باللَّه و لله خريدارى نمودهام ، به اين نيت كه من و اين املاك و ثمن آن همه ملك خداوند است ، و مقتضاى عقل و نقل همچنين است كه بنده در قبال مولاى خود مالك چيزى نيست ، و هر چه را مولا به او عنايت فرموده است عاريه و مجازى است ، و مالك حقيقى كسى است كه او را خلق نموده و به او عطا كرده است ، و من دانستهام كه اگر به اين نيت خريدارى نمايم ، آنچه كه از آن انفاق و مصرف شود چه در حال حيات و چه در حال ممات و مرگ من در ديوان معاملات مورد رضاى خداوند محسوب خواهد بود ، و براى هنگام ضرورت و احتياج من نزد خداوند ذخيره خواهد گرديد .
فصل صد و سى و هشتم
و اى فرزندم محمد ، كه خداوند ترا به آنچه به آن محتاجى مطلعت گرداند ، و اقبال و توجه ترا بحضرتش زياد فرمايد ، بدان كه : من گروهى از مردم را ديدهام كه عقيده داشتند كه جدت محمد و پدرت على صلوات اللَّه عليهما فقير و بىچيز بودهاند ، و دستشان از مال دنيا تهى بوده است ، و اين براى آنست كه بايشان رسيده است