تا جايى كه خلقت ترا بطورى قرار داده است كه هميشه حمل عذره نموده و حمال قاذورات خواهى بود ، و در هر شب و روز بايد بدست خود با حالتى نفرت بار آنها را شسته و از خود دور نمائى ، پس گاهى با كرم عظيم خود با تو معامله نموده است كه شايد قدر نعمتش را بدانى ، و بقدرت و عظمت او جل جلاله پى برده و بكرامتش نايل گردى ، و گاهى برياضت تاديب با تو معامله نموده است كه از سطوت و مؤاخذه و عتابش خائف و ترسان بوده باشى ، و مقام ربوبيت و الوهيتش را درك نمائى .
فصل صد و هشتم
پس از آن اى فرزندم محمد متذكر جلالت مقام و كمال انعام حضرتش باش ، كه ترا اهليت داده است كه فرشتگان خود را بسوى تو فرستاده است كه طاعات ترا كه خود به آن مشرفت فرموده است حفظ و ضبط نمايند ، و نام ترا جميل دارند باينكه خدمات و طاعات ترا در ملاء اعلا و در حضور خاصان درگاهش ظاهر و آشكار نمايند ، و در روز حساب گواهان تو باشند ، و در شرع مقدس شهادت هيچ بندهاى را بر مولاى خود تجويز نفرموده است مگر شهادت فرشتگان خود را در پيشگاه قدس ربوبى وى جل جلاله براى تو و براى آنان كه مثل تو بنعمتهاى خود مشرفشان فرموده است .
پس در روز بلوغ و رشد خود حق آنان را ادا كن ، و كمال كوشش و جديت را در خدمت و طاعت بجاى آور ، و ابتدا كن بسلام بر ايشان چنان كه در كتاب ( المهمات و التتمات ) به آن اشاره كردهام . و در ساير اوقات با ايشان به خوبى و نيكى مصاحبت كن بطورى كه غير از خوبى و جميل از تو نه بينند و نشنوند ، و در مجلس و محفلى با تو حاضر نشوند مگر اينكه ترا بندهء ذليل و عبد حقير مولاى خود بينند ، و بدست ايشان بسوى مولاى خود كه در تمام امور به او محتاجى ننويس مگر آنچه را كه صلاحيت عرضه داشتن بر حضرتش را داشته باشد ، يعنى از آنچه از آن كراهت دارد و به آن راضى نيست خوددارى نموده و خود را فارغ بدار ، و به آنچه مورد رضاى او است خود را آراسته بدار ، چنان كه عادت بندگان مملوك ضعيف بر آن جاريست در وقتى كه براى مولا و مالك بزرگوار داراى شرافت و مقام و منصب عالى خود