و بدان كه نفس تو و آنچه ترا از مولايت مشغول نموده و باز دارد به زبان حال به تو استغاثه نموده ، و از اهوال و خطرها تحذيرت مينمايند ، و به تو ميگويند : كه بما متوجه مشو و بما التفات مكن ، و عقل تو نيز در وراء آنها به تو استغاثه نموده و ترا تحذير مينمايد ، و مولاى تو از وراء همه آنها از اينكه آنها را بر جنابش ترجيح دهى بر تو انكار ميفرمايد ، و ببزرگترين تحذيرات تهديدت مينمايد ، و به تو ميفرمايد : آنچه ترا از من باز دارد و به خود مشغول نمايد حقير و خوار است ، و آنچه را كه به آن احتياج دارى از كم و زياد در دست قدرت او است ، پس چگونه از كبير بحقير و از عظيم بخوار مشغول گردى ؟
فصل صد و دهم
و اى فرزندم محمد ، كه خدايت بمواهب خود يادت فرمايد ، و بعجايب و مناقب خود باطنت را منور فرمايد ، بدان كه : تو در وقت معرفت بجلالش و مشرف شدن باقبال بدرگاهش محتاج بطعام و خوراك هستى ، و نيز به كسانى كه آن را براى تو مهيا نمايند محتاجى ، و نيز به آب و هوائى كه طعام را نرم كند و بلعيدن آن را آسان نمايد ، احتياج دارى ، و نيز محتاج بآشاميدنى هستى كه آن را بمجارى و انهار اعضاء و جوارح تو برساند .
و اى فرزندم ، كه خدايت به تو قوهء تحقيق در اينكه چگونه ترا اختيار فرموده عنايت و الهام فرمايد ، بدان كه : نانى كه ميخورى بدستت نرسد تا اينكه افلاك ، و زمين ، و شب ، و روز ، و پادشاهان و اعوان ايشان ، و نجاران ، و آهنگران ، و خبازان ، و ساير افراد بنى نوع انسان را براى تو استخدام نموده است ، و فكر كن كه كسانى كه در تدبير آن زحمت كشيده چه مشقتها كشيده و چه رنجها بردهاند تا اين طعام و آشاميدنى به تو رسيده است ، و نيز فكر كن كه چه مردمانى بسبب گناهان و سوء رفتار و كردار و سوء معاشرت با مردمان به هلاكت رسيدهاند ، و تو از كوچك و بزرگ اين خطرها سالم ماندهء .
و نيز فكر كن كه خداوند از مراحم و انوار خود به تو چشمى عنايت فرموده است كه بان بنگرى ، و دستى كه به طرف طعام دراز نموده و آن را تناول نمائى ، و دهان و دندانها و ساير اعضاء و جوارح استوار و منظمى كه نتوان وصف نموده به تو مرحمت فرموده است ، و آب دهان ترا در