گفتم : بشهادت قرآن آنان در حال حيات پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه حال خوف و رجاء و نزول وحى باسرار آنان بود ، در موارد عديده ، كارهائى كردند كه مستحق طعن و مذمت هستند ، كه قابل انكار نيست ، و هر گاه مخالفت آنان در حال حيات آن حضرت كه حالت خوف و رجاء و نزول وحى بوده است جايز و ممكن باشد ، بعد از آن حضرت كه خوف و رجائى نبوده و وحى منقطع شده ، بطريق اولى ممكن و جايز خواهد بود ، و دواعى براى مخالفت قوىتر خواهد بود :
گفت : در كجا قرآن است ؟
گفتم : اما در حالت خوف ، خداوند در بارهء آنان ميفرمايد :
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ
( سوره توبه ( 9 ) آيه 25 يعنى - و روز حنين هنگامى كه بشگفت آورد شما را بسيارى شما ، پس كفايت نكرد از شما چيزى را ، و تنگ شد بر شما زمين با فراخيش پس برگشتيد پشتكنندگان ) كه اهل تاريخ روايت نمودهاند كه : بجز هشت نفر با آن حضرت باقى نماندند ، على عليه السلام ، و عباس ، و فضل بن عباس ، و ربيعة ، و ابو سفيان ، پسران حارث بن عبد المطلب ، و اسامة بن زيد ، و عبيدة بن ام ايمن ، و بروايتى ايمن بن ام ايمن .
اما در حالت امن ، خداوند ميفرمايد :
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
( سورهء جمعه ( 63 ) آيهء 11 يعنى - و چون ببينند تجارتى يا لهوى را متفرق شده و ميروند بسوى آن و ميگذارند ترا ايستاده ( در حال خطبهء نماز جمعه ) بگو آنچه نزد خدا است بهتر است از لهو و از تجارت و خدا است بهترين روزى دهندگان ) كه مورّخين ذكر كردهاند كه : آن حضرت در روز جمعه به خواندن خطبهء نماز جمعه مشغول بود كه خبر آوردند كه شترانى زينت شده ( با مال التجاره ) براى بعضى از صحابه وارد شده است ، بشنيدن اين خبر