را در اين همسخنى نشان مىدهد و مىگويد :
« اى يزيد ! اگر گردش روزگار تو را برابر من قرار داد و مرا طرف صحبت تو ساخت ، مبادا گمان كنى كه تو بزرگى و صاحب شايستگى و قابليت ، هرگز ! كه چه پست است قدر تو و چه توانم كرد كه چشمها گريان است و سينهها در فُرقت ياران سوزان .
در برابر آنها دلهايى است سنگين و جانهايى است و پيكرهايى آكنده از خشم خدا و نفرين رسول ، كه شيطان آنها را آشيان خويش گرفته و در آن بچه گذاشته و از همين روست كه اميدى به صلاح و بهبود شما نيست .
شگفتا و شگفتا از اينكه پرهيزكاران و پيمبرزادگان و فرزندان امامان به دست طلقاى ناپاك و تبار فاجران و ناپاك دامنان به خون مىغلتند و دستهايشان به خون ما آغشته مىشود و گوشتهاى ما را مىبلعند و آن بدنهاى پاك افتاده در بيابان تفتيدهء كربلا را طعمه گرگها و خوراك كفتارها مىكنند » .
اينگونه بانو زينب عليها السلام جوانب فاجعهء شهادت حسين عليه السلام را در موجزترين و رساترين كلمات پديدار مىكند و سپس مىگويد :
« يزيد ! اگر تو امروز كشتن و اسارت ما را غنيمتى مىپندارى زود است كه بدانى تاوانى بس گزاف در پى اين غنيمت در انتظار توست ، آن هم در زمانى كه چيزى جز كردارهاى خودت نمىيابى ، و خداوند در حق بندگان ، ستمكاره نيست . شكوهء ما نيز هم به درگاه خداست و پناه و ملجأ و برآرندهء حاجت ما هم
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: شريعت
ص٦٠