تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
نو علم اين گردنفرازيها را برافرازد به آنها ملحق مىكند . سپس زينب عليها السلام با دلى شكسته دست دعا بلند مىكند و با تضرعى بىنظير مىگويد : « خدايا ! حق ما رابستان ، و داد ما از ظالمان بگير ، و شرار خشم و غضب خود را بر كسانى كه خون ما را ريختند و پيمان ما شكستند و ياران ما راكشتند و حرمت ما را دريدند ، فرو ببار » . آنگاه پس از اين دعاى كوتاه و مؤثر ، از نو رو سوى يزيد مىكند و او را بخاطر كردار پليدش مورد نكوهش قرار مىدهد ، بىآنكه از شوكت و هيبت او بهراسد . « سرانجام كارى را كه خواستى كردى ، اما بدان كه تو در حقيقت پوست تن خود را دريدى و گوشت تن خويش را بريدى « 1 » ، و به زودى بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شوى با بارى سنگين از كشتار خاندان او و هتك حرمتش ، و ريختن خون عترت و جگرپاره‌هاى او ، روزى كه خداوند پيامبر و خاندانش را دور هم گردآورد و پراكندگيشان را بر طرف فرمايد و از كسانى كه به آنها ستم روا داشته‌اند كين بستاند و حقشان را از دشمنانشان بازپس گيرد » . با اين عبارات ، زينب عليها السلام مقام سيدالشهدا را در خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله نشان مىدهد و آشكار مىكند كه كشتن حسين عليه السلام به
هامش
( 1 ) يعنى آنچه با حسين كردى در حقيقت با خود ، كردى چون لاجرم كيفر آن را خواهىديد .