فرماندهان و كارگزارانش رسواكرد و نشان داد كه يزيد با اسلامى كه به نامش برتخت حكومت تكيه زده ، هيچ ارتباطى ندارد .
سپس فرمود :
« اينها نتيجهء اين است كه سينهء شهيدان جنگ بدر را دريدند و جگرشان را خوردند ( اشاره به كار ننگين هند جگرخواره ) ؛ چگونه در دشمنى با ما اهلبيت درنگ ورزد آن كه همواره با چشم كين و نفرت به ما مىنگريستهاست و كفرش را به پيامبرش چنين بىشرمانه آشكار مىدارد و گستاخانه بر زبان مىآورد و در خرسندى از كشتن فرزند پيغمبر و اسارت خاندانش ، بىمحابا و بدون اينكه احساس گناه كند مىگويد لاهّلوا و استهلّوا فرحاً و لقالوا يا يزيد لاتشل ؟ و وقتى اين اشعار را مىخواند ، با چوب بر دندانهاى ابىعبداللَّه ، كه بوسهگاه پيغمبر بود ، مىزند ؟ ! »
يزيد با نام اسلام حكومت مىكرد و اينك اين زينب صديقه است كه رسوايش مىكند و به همه نشان مىدهد كه او مسلمان نيست ، چراكه هنوز كينهء پيروزى اسلام بر كفر در روز بدر را در دل دارد . بنابراين يكى از وظائف سخنرانان در عصر ارتداد عبارت است از افشاى نفاق و آگاه ساختن مردم به ماهيت حاكم و جداكردن ظاهر دين قشرى آنان از جوهرهء حقيقى دين .
بوسهء رسولخدا صلى الله عليه و آله بر دندانهاى اباعبدللَّه عليه السلام كجا و شكستن همان دندانها با چوب ، به دست آن قاتل گمراه كجا ؟ !
سپس بانو زينب عليها السلام در بيان عظمت اين فاجعه گفت :
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: شريعت
ص٥٦