تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
مىكند : « قريش و اعراب ميان خود عهد كرده بودند كه از راه خود باز نگردند مگر آنكه رسول خدا را و ما ، فرزندان عبدالمطّلب را بكشند آنان باتمام سلاح و تجهيزات و بااطمينان بسيار به سوى ما حركت كرده بودند . جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و او را از تصميم كفّار آگاه كرد . آنگاه پيامبر خندقى به گرد خود و يارانش از مهاجران و انصار حفر كرد . قريش پيش آمدند و درپشت خندق اردو زده ما را محاصره كردند . كفّار خود را نيرومند و ما را ضعيف مىپنداشتند . نعره مىكشيدند و شمشيرهايشان مىدرخشيد . رسول خدا آنان را به سوى خدا مىخواند و به خويشاوندى و قرابتى كه ميان او و آنان بود ، سوگند مىداد . امّا آنان از پذيرش دعوتش سرباز مىزدند و گفته‌هايش جز بر سركشى آنان نمىافزود . تك سوار آنان و پهلوان عرب در آن روز « عمرو بن عبد ود » نام داشت كه همچون شترى مست فرياد مىكشيد و هماورد مىطلبيد و رجز مىخواند . گاه شمشيرش را تكان مىداد و گاه نيزه‌اش را به اهتزاز درمىآورد . هيچ كس براى نبرد با او پيش قدم نمىشد و براى مبارزه با او طمع نمىكرد . حميّتى نبود كه افراد را به جنگ با وى تحريك كند و هوشيارى نبود كه آنان را به رويارويى با وى وادارد . پس پيامبر صلى الله عليه و آله مرا به جنگ با او برگزيد و به دست مباركش عمامه بر سرم پيچيد و اين شمشيرش را - با دست به ذو الفقار زد - به من داد . من به استقبال عمرو بن عبد ود شتافتم درحالى كه زنان مدينه مىگريستند و بر من غصّه مىخوردند . آنگاه خداوند او را به دست من از پاى درآورد و عرب هيچ پهلوان و دلاورى جز او نداشت . عمرو بر من اين ضربه را وارد ساخت ( به جمجمه‌اش اشاره كرد ) . خداوند ، به واسطه زيركى و بينايى من ، قريش و اعراب را تار و مار كرد » . آرى اين همان ضربتى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را با عبادت ثقلين برابر كرد و حتّى بر آن ترجيح داد و فرمود :
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 95 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي