تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
شاگرد نزد كندى رفت و بنا به دستورى كه امام به او داده بود ، رفتار كرد و سخنى را كه امام به او آموخته بود ، با كندى در ميان نهاد و در دل كندى مؤثر افتاد . زيرا او همچنانكه امام فرموده بود : مردى با هوش و فهيم بوده و پى برد كه به مجرّد احتمال ، چنان كه فلاسفه مىگويند ، استدلال باطل مىشود و اگر اين سخن در ميان شاگردانش بپيچد كسى انديشه‌هاى او را نمىپذيرد . و او با تأليف چنين كتابى به كوتاه انديشى خود حكم داده است . از اين رو دست از تأليف كتاب كشيد . امّا از همان شاگرد پرسيد : تو را سوگند به من بگو كه اين سؤال از كجا برايت پيدا شد ؟ شاگرد گفت : بر قلبم عارض شد و آن را با شما در ميان نهادم . كندى گفت : هرگز چنين نباشد . كسى مثل تو نمىتواند چنين سخنى بگويد . مرد گفت : امام عسكرى عليه السلام مرا بدين كار دستور داده بود . كندى گفت : چنين سخنانى تنها از ناحيهء اين خاندان مطرح مىشود . آنگاه كتاب خود را گرفت و از بين برد . « 1 » اين گونه امام دين جدّ خويش را از نوشته‌هاى شبهه آميز و گمراهانه رهانيد . شايد اين شاگرد هم از شيعيان امام بوده كه در دستگاه كندى نفوذ كرده است . زيرا به كار گيرى اين روشها از سوى رهبران مكتبى در مقابله با جريانهاى منحرف ، امرى مطلوب به شمار مىرود . چه بسيار اقدامات شجاعانهء ديگرى بوده كه رهبرى مكتبى براى جلوگيرى از هجومهاى فكرى دشمنان ، آنها را پياده كرده‌اند امّا به خاطر سرّى بودن آنها - مثل همين اقدام - و يا به خاطر از بين رفتن منابع و مآخذ تاريخى در بوتهء كتمان باقى مانده‌اند .
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 220 - 221 به نقل از مناقب ، ج 4 ، ص 424 .