سركوب شد و رهبر آن نيز به قتل رسيد . روز قتل يحيى در تاريخ جنبش مكتبى ، روزى بزرگ است زيرا اين حادثه يكى ديگر از حلقههاى زنجير مصيبتهايى است كه بر خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله وارد آمد . شاعرى در سوگ يحيى اشعارى سروده كه برخى از ابيات آن چنين است :
بكت الخيل شجوها * وبكاه المهند المصقول
وبكاه العراق شرقا وغرباً * وبكاه الكتاب والتنزيل
والمصلى والبيت والحجر * جميعاً عليه عويل
كيف لم تسقط السماء علينا * يوم قالوا ابو الحسين قتيل
« سپاه در غم او گريست و شمشيرهاى هندى و صيقل داده شد بر او گريستند . وعراق ، از خاور تا باختر ، بر او گريست ، و قرآن نيز بر او گريه كرد .
ومصلى وكعبه وحجر الاسود همه ( بر مرگ او ) شيون وفغان سردادند . چسان آسمان بر ما فرو نيفتاد روزى كه گفتند ابو الحسين ( يحيى بن عمر ) كشته شد » . « 1 »
يكى ديگر از اين انقلابها ، شورش زنج به رهبرى على بن عبد الرحيم از بنى عبد القيس بود كه خود ادعا مىكرد ، علوى است . امّا مورخان در صحّت ادعاى او ترديد مىكنند و از امام عسكرى عليه السلام نقل است كه نسبت او را با اهل بيت عليهم السلام مردود دانسته است .
بى گمان اين حركت ، يكى از بزرگترين انقلابهاى آن دوره بوده است . زيرا محرومان و تنگدستان از حركت او پيروى كردند و اين انقلاب توانست تا برههاى از زمان مقدارى از تاب و توان خلافت عبّاسى را مصروف خود سازد .
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 216 به نقل از كامل بن اثير ، ج 5 ، ص 314 - 316 .