آنان نسبت به وجود رهبران دينى محبوبي مثل امام آنها را وا مىداشته كه با اتخاذ اين روش ايشان را تصفيه كنند .
دليل ديگر ما بر اتخاذ اين شيوه از سوى خليفه ، طرز بر خورد آنان با امام به هنگام بيمارىاش مىباشد . خليفه به پنج تن از افراد مورد و ثوق خويش گفته بود كه در طول مدّت بيمارى حضرت ، همواره با او باشند . وى همچنين عدّهاى پزشك به خاطر آن حضرت طلبيده بود تا وى را شبانه روز همراه باشند . . . « 1 »
علّت اين امر چه بود ؟ دو علّت مىتوان براى چنين رفتار شگفت آورى پيدا كرد :
نخست : برائت جستن از مسئوليّت ترور امام در برابر تودهها بر حسب ضرب المثلى كه در ميان سياستمداران معروف است : او را بكش و زير جنازهاش گريه كن . .
دوم : همه مردم و بويژه زمامداران مىدانستند كه ائمهء اهل بيت عليهم السلام همواره از احترام بسيار تودههاى مردم بر خوردارند و شيعه بر اين باور است كه امامت در ميان آنان يكى پس از ديگرى منتقل مىشود . و اينك اين امام يازدهم است كه مىخواهد از دنيا رخت بربندد . بنابر اين بايد حتماً او را جانشينى باشد ، امّا اين جانشين چه كسى است ؟
خلفاى عبّاسى پيوسته مىكوشيدند به هنگام شهادت يكى از ائمه پى ببرند كه جانشين او كيست ؟ به همين علّت ائمه عليهم السلام نيز به هنگام احساس خطر بر جانشين خود او را پنهان مىكردند تا وقتى كه خطر از بين برود .
از ديگر سو احاديثى كه در باره حضرت مهدى ( عج ) وارد شده ، از خاور
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 267 به نقل از ارشاد ، شيخ مفيد ، ص 383 .