ياران خود را به هجرت به سوى حبشه فرمان داد و جعفر ، برادر على عليه السلام ، را به فرماندهى آنان گماشت قيامتى در قريش برپا شد . قريشى كه دشمنى خود را به حساب نيرومندى و خوش فكرى خويش مىگذاشتند . آنان درمقابل اين تصميم پيامبر ، روشى پيش گرفتند كه از آنچه درگذشته به كار مىبردند دشمنانهتر و سختتر بود .
قريش درپى اين نظر كه بنى هاشم را از نظام حاكم اجتماعى طرد كنند ، تصميم گرفتند آنان را در محاصره قرار دهند . امّا پيمان نامهاى كه در اين باره نوشته بودند ، از ميان رفت .
براساس مفاد اين پيمان نامه هيچ كس اجازه نداشت ، با پيامبر و ديگر فرزندان هاشم و در رأس آنان رئيس و سرورشان ابوطالب رفت و آمد و معامله كند .
ابوطالب خاندانش را در محلى - كه به شِعب ابوطالب معروف بود - جمع كرد و با تمام نيرو و توان از آنان حمايت نمود . اين خود فرصت مناسب و ارزشمندى بود براى امام على عليه السلام كه از سر چشمهء فياض پيامبر سيراب گردد و از وى مكارم و فضايل و معارف والايى فرا بگيرد .
علاوه بر اين ، او توانست در طول اين سه سال مجاهدتى سنگين و سخت از خود نشان دهد و شايد اين نخستين ميدان پيكار و جهاد بود كه فرزند ابوطالب در آن شركت مىجُست .
البته پيش از اين امام به جهادى ديگر مشغول بود . امّا نه در چنين سطحى . داستان آن بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه در خيابانهاى مكّه راه مىرفت ، گروهى از كودكان شهر ، به دستور بزرگترهاى خود ، آنحضرت را با سنگ و سنگريزه مورد آزار قرار مىدادند . امّا پيامبر به كار آنان بىاعتنا بود چراكه على عليه السلام آن حضرت را همراهى مىكرد و اگر كسى نسبت به پيامبر بىادبى روا مىداشت ، او را مىگرفت و گوشمالى مىداد .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: شريعت
ص٨٨