تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
والى مكّه و مدينه مردى به نام ( فرج الرغجى ) بود . وى كه از مخالفان اهل بيت عليهم السّلام بود ، روزى در حالى كه هر دو در كنار رود دجله ايستاده بودند به امام جواد گفت : پيروان تو ادعا مىكنند كه تو مىدانى در دجله چقدر آب است ، و وزن آن را نيز مىدانى ! امام به او فرمود : آيا خداوند مىتواند اين علم را به پشّه‌اى از مخلوقاتش عطا كند يا نه ؟ فرج گفت : آرى مىتواند . امام فرمود : من از يك پشّه و از بيشتر مخلوقات خداوند ، در پيشگاه حضرتش عزيزترم . آرى ، شگفتى حاصل از شك در قدرت خدا به مراتب از شك در روشنى و نور خورشيد ، سُست تر و بى پايه‌تر است البته در بارهء مردى كه مدّعى اين مقام بزرگ است ، شك جا دارد و انسان تنها پس از تحقيق و تفحّص از صحت اين ادعا ، مىتواند آن را بپذيرد ، ولى در مورد خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله ، آن هم پس از مطالعه احاديث متواترى كه از زبان پيامبر و در بارهء آنها وارد شده و گفته است كه اينان رهبران و پيشوايان مردمند ، شكّ و ترديد بيهوده است به علاوه ما مىدانيم كه هر امام ، از زمانى كه خلافت معنوى به دو منتقل مىشود ، از ساير مردمان همعصر خويش داناتر و آگاه‌تر است . پيامبر صلى الله عليه و آله اين گونه بود و جانشينان او از حضرت على گرفته تا حضرت حجّت نيز اين گونه‌اند . در بارهء علم و دانش امام جواد عليه السلام همين بس كه گفتيم آن‌حضرت در يك مجلس به 30 هزار پرسش ، پاسخ داده در حالى كه در آن روز بيش از 8 يا 9 سال نداشته است . همچنين نقل كرديم كه آن‌حضرت در 16 سالگى در مجلس مأمون حاضر مىشود و با قاضى القضات كشور ( يحيى بن اكثم ) به مناظره مى پردازد و او را با دليل و برهان خاموش و مغلوب مىسازد . اگر ما بدانيم كه مأمون ، بنابر نقل